عَمَّ ۱۵۱۱ اَلْبُرُوْج
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ﴿۱﴾ وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ ﴿۲﴾ وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ ﴿۳﴾ قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ﴿۴﴾ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ ﴿۵﴾
قسم به آسمان که دارای ستاره های برزگ است ﴿۱﴾
و به آن روزی که وعده کرده شده ﴿۲﴾
و به تماشا کنندگان و به آنهای که تماشای آنها کرده میشود ﴿۳﴾
هلاک کرده شدند خندق حفر کنندگان ﴿۴﴾
آتشی دارای هیزم بسیار ﴿۵﴾
ربط: این سوره با سوره پیش از چند طریق است طریقه اول این است که درسوره پیش تخویف اخروی برای منکرین بود در این سوره تخویف دنیوی به واقعه اصحاب الاخدود و فرعون و ثمود است - طریقه دوم در پیش ترغیب برای کدح (مشقت) صالحه بود در این سورت عاقبت کدح سئه را ذکر میکند به عذاب دنیوی و اخروی هر دو -
دعویٰ این سوره: تخویف دنیوی به منکرین است در (۱۲،۴) به همراه رد بر شرک فی التصرف در (۱۶،۹) و شرک فی العلم در (۹) و ده اسماء حسنیٰ اللّه تعالٰی را ذکر کرده است -
خلاصه سوره این است:
اول شواهد بر دعویٰ سوره است الی (۳) باز مثال دعوی سوره با اصحاب اخدود است و پنج احوال قبیحه آنها ذکر است تا (۸) باز تصرف و شهادت (علم) اللّه تعالٰی را ذکر کرده است دلیل برای دعوی سوره در (۹) باز تخویف اخروی و بشارت است در (۱۱،۱۰) باز تاکید دعوی سوره و اثبات آنها است به ذکر هشت صفات اللّه تعالٰی تا (۱۶) باز دو مثال برای دعوی سوره است در (۱۸،۱۷) باز سبب عذاب زجراً ذکر است در (۱۹) باز صفت احاطه اللّه تعالٰی است و تاکید دعوی سوره در (۲۰) و اختتام را به ترغیب الی القرآن کرده است برای نجات یافتن از عذاب در (۲۲،۲۱) -
[۱] این قسم است (الْبُرُوجِ) برج در اصل به اشکار شدن گفته میشود پس به ستارگان و جایهای اشکار شدن ستارگان این لفظ شامل است -
[۲] این نیز قسم است و به اتفاق مفسرین مراد از آن روز قیامت است از سببی که در قرآن وعده آن با مخلوق کرده شده و به آن المیعاد نیز گفته میشود -
[۳] در این بسیار اقوال است اول اینکه شاهد روز جمعه است و مشهود روز عرفه است و این در حدیث آمده است و در رفع آن حدیث ضعف است و موقوف صحیح است - دوم اعضاء انسان شاهد است و انسان مشهود است - سوم انسان شاهد است و روز قیامت مشهود است چنانچه در سوره هود (۱۰۳) است - چهارم هر نبی بر امت خود شاهد است و امت او مشهود است - پنجم خوانندگان قرآن و ملائک شاهد اند و خواندن قرآن مشهود است چنانچه فرموده است (ان قرآن الفجر کان مشهوداً) ششم هر کافر در دنیا موحدین را تماشا میکند و به آنها عقوبت ها میدهد پس او شاهد است و مومن مشهود است مانند که به اصحاب اخدود مشهود گفته است - هفتم برعکس این یعنی در روز قیامت هر مومن شاهد است و هر کافر مشهود است ، بهتر این است که این هر دو الفاظ مطلق است پس به همه اینها شامل است تخصیص آن صرف به طریقه مثال است -
فائده: در جواب این قسم ها اختلاف است بعضی گفته اند که جواب نهان است یعنی اِنَّ هٰوُّلَاءِ مِعَذَّبُونَ و قول بعضی این است که إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ، جواب آن است ، قول فراء این است که در قُتِلَ لَقَدْ پنهان است پس این جواب آن است و مناسبت قسم به جواب قسم این است که در آسمان و آفتاب و ماه و ستارگان نمونه های عذاب است که بر بعضی اقوام پیش از اینها عذاب ها آمده اند و یوم موعود برای عذاب منکرین است و هر شاهد (بیننده) عذاب های اللّه تعالٰی را دیده است و بر هر مشهود نشانی های عذاب است این همه دلالت میکند که به این منکرین اللّه تعالٰی در دنیا عذاب میدهد -
[۶،۵،۴] این مثال تخویف دنیوی است که دعویٰ سوره است و عذاب اصحاب اخدود و پنج حالات آنها را ذکر میکند (قُتِلَ) در نزد ابن عباس رضی اللّه عنهما در قرآن قتل (در محل دعا) به معنی لعنت است (الْوَقُودِ) به زبر واو به معنی هیزم روشن کردن آتش است یعنی این آتش بزرگ بود که از هیزم بسیار پر بود (وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ) دراین اشاره به جبر بسیار و تشدد و بی رحمی آنها است که باوجود آن که ایشان نشسته بودند یعنی از جای حرکت نمی کردند و دیدن سوختن مومنان را میکردند و در دلهای ایشان هیچ ترس و رحم پیدا نمیشد و در باره این واقعه ابن کثیر روایات از مسند احمد و صحیح مسلم و جامع ترمذی و از محمد بن اسحاق نقل کرده است و از آن واقعه معلوم میگردد که این در نجران در زمانه قترة (در میان عیسیٰ علیه السلام و بعثت نبی صل اللّه وعلیه وسلم) گذشته است زمانی که اکثر یهود و نصارا دین توحید را ترک کرده بودند و در شرک ، سحر و کهانت مبتلاء شده بودند وبعضی راهبان موحدین از ترس در گوشه ها نشسته بودند به سبب یک راهب موحد تربیت توحید یک بچه به نام عبداللّه بن تامر کرده شد و به آن اللّه تعالٰی بعضی کرامات نیز داده بود او و همراهان او دعوت توحید را آغاز کردند پادشاه وقت و بسیار مردمان مخالفت ایشان را آغاز کردند و راهب را به اره قطع کرد و عبداللّه بن تامر را به تیر خود آن شهید ساخت و موحدین دیگر را به خندق آتش انداختند و در آن شهید ساختند پس غضب اللّه تعالٰی بر آن قوم آمد و بر آن لعنت کرده شد - و قرطبی گفته است که در این واقعه برای دعوت کنندگان این امت عبرت است که در بیان حق محکم شوند و تکالیف و مصیبت ها مانند آن جوان بگذرانند تا آنکه سر خود را نیز در راه اللّه تعالٰی قربان کنند (اَلّٰهُمَّ وَقَّفٌنَا لِهٰذَا الٌعَمَل) -