عَمَّ ۱۵۱۷ اَلْاَعْلٰٰی
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ﴿۱﴾ الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى ﴿۲﴾ وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى ﴿۳﴾ وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى ﴿۴﴾
به پاکی یاد کن نام پرودگارت را که بلند مرتبه است ﴿۱﴾
چنین ذاتی است که آفریده است پس برابر کرده ﴿۲﴾
و آن ذاتی که اندازهٔ آنرا کرده پس آنرا هدایت کرده ﴿۳﴾
و آن ذاتی که برآورد گیاه چریدن را ﴿۴﴾
ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در سوره پیش امر به امهال بود در این سوره امر است به تسبیح و تذکیر قرآن در وقت مهلت - وجه دوم این است که در آن سوره تخویف ذکر شد در این سوره طریقه نجات ذکر است از عذاب -
دعویٰ این سوره: اثبات توحید در (۱) و ترغیب الی القرآن در (۹) و زجر به محبت دنیا در (۱۴) - و در این رد بر شرک فی التصرف و شرک فی العلم است و اسماء حسنیٰ را سه و صفات فعلیه را ده ذکر کرده است -
خلاصه سوره:
اول امر به تسبیح (توحید) است با اسماء و صفات اللّه تعالٰی که نه است تا (۷) و دو بشارت است با دعوت توحید در (۸،۶) - باز دعوی دوم است یعنی تذکیر بالقرآن و دو گروه مردمان با بشارت به سه صفات تا (۱۵) باز دعویٰ سوم است یعنی تزهید فی الدنیا به طریقه زجر در (۱۷،۱۶) و اختتام سوره به دلیل نقلی است در (۱۹،۱۸) -
[۱] (سَبِّحِ) معنی این که پاک بدان در (عقیده) و پاکی بگو به زبان و پاکی را بیان کن به دعوت و تبلیغ از هر نوع شریک و ولد و عیب و احتیاج و عجز و از هر آنچه که سزاوار نیست به او در ذات و در اسماء و در صفات و در کارهای او و در حکمت های او و این توحید است (الْأَعْلَى) این وصف دلیل بر تسبیح است یعنی علو زیاده او تقاضا میکند به پاکی از هر نوع نقصان - و در حدیث ابوداؤد و احمد می آید که نبی صل اللّه وعلیه وسلم سبح اسم ربک الاعلٰی را میخواند بعد از آن میگفت ، سبحان ربی الاعلٰی ، و در احادیث موقوف دیگر نیز نقل است -
[۳،۲] این دلایل بر تسبیح (بر دعویٰ) است به این دلیل ایجاد گفته میشود و در این چهار امور را ذکر کرده است اول خلق ، و ظاهر این است که همه مخلوق مراد است دوم فسَوّٰی، تسویه خلق انسان احسان آن است آنکه در سوره سجده (۹) ذکر است و مراد از احسان هر چیز جسم را و اعضاء و اجزاء آنرا مناسب آفریدن است و گاهی که عدم تناسب اشکار میشود او خلاف عادت میباشد برای حکمت های دیگر سوم (وَالَّذِي قَدَّرَ) در هر چیز مقدار آنرا و کیفیت ها و صفات آنرا به اندازه مقرر کردن چهارم (فَهَدَى) این هدایت عامه است یعنی به هرچیز طریقه زندگی گذراندن آنرا و طریقه خوراک و نوشیدن وغیره را آموختن است -
[۵،۴] این دلایل افاقی تربیت است بعد از ایجاد (الْمَرْعَى) هر نوع بوته ها گیاه که برای خوراک انسانها و چهارپایان است (فَجَعَلَهُ غُثَاءً) غثاء آن گیاه بوته هیزم که سیلاب در کناره خندق بیاندازد و به بوته های خشک ذره ذره بی فایده نیز گفته میشود اگر چه در کناره سیلاب نباشد -