قَالَ الْمَلَأُ ۳۷۷ الأنفال
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ﴿۱﴾ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿۲﴾
می پرسند ترا از غنیمت ها بگو (اختیار) غنیمت ها اللّه تعالٰی و رسول راست پس بترسید از اللّه تعالٰی و استوار سازید تعلق میان خویش را و فرمانبرداری کنید اللّه تعالٰی و رسول او را زیرا که شما مومنان هستید ﴿۱﴾
جز این نیست که مومنان آنهای اند که چون یاد کرده شود اللّه تعالٰی بترسد دلهای ایشان و چون خوانده شود بر ایشان آیات او زیاده سازند ایمان ایشان را و خاص بر پروردگار خویش خود را می سپارند ﴿۲﴾
ربط:
این سوره با سوره پیش آنست که در سوره پیش ترغیب بود برای بیان مسئله با زبان و در این سوره ترغیب برای قتال است برای اشاعت مسئله توحید -
دعویٰ این سوره:
دو است اولی اینکه در غنایم اختیار خویش را نکنید بلکه موافق حکم اللّه تعالٰی و رسول اللّه صل اللّه وعلیه سلم تقسیم کنید - در آیت های (۱) و (۴۱) دعویٰ دوم امر است بر قتال فی سبیل اللّه -
خلاصه این سوره:
در این سوره سیزده علت است برای دعویٰ اول و سیزده قوانین است برای دعویٰ دوم و سیزده کلمات توحید است و سیزده اسماء حسنیٰ است -
خلاصه تفصیلی این سوره:
در این سوره دو حصه است در حصه اول دو باب است و این الی آیت چهل ویکم است باب اول الی آیت نزدهم است در این دعویٰ اول است باز پنج صفات مومنان مجاهدین است باز علت های دعویٰ اول است و یک قانون برای قتال است -
فایده: در این سوره حالات غزوه بدر است که آن در سال دوم هجرت در ماه رمضان بود در آن سیصدو سیزده صحابه کرام بودند و تقریباً (۱۰۰۰) کسان کفار بودند در این غزا مومنان فتح حاصل کردند و بسیار غنایم به دست آوردند چون در باره غنایم از پیش حکم شرعی نبود از این سبب در میان ایشان اختلاف بوجود آمد یک گروه بود که ایشان جنگیده بودند آنها میگفتند که این حق ما است و گروه دوم که در پشت جنگ کنندگان ایستاده بودند به نیت امداد کردن آنها میگفتند که در این حصه ما نیز است و گروه سوم که ایشان حفاظت رسول اللّّه صل اللّه وعلیه وسلم را می کردند ایشان نیز دعوی حصه را میکردند پس اللّه تعالٰی در این آیت اول فرمود که تقسیم غنایم در اختیار شما نیست پس از اختلاف بین خویش را نجات دهید و مطابق حکم اللّه تعالٰی و رسول او تقسیم کنید و تفصیل آن در آیت چهل ویکم این سوره می آید -
[۱] (الْأَنْفَالِ) این جمع نفل است و نفل به زیادتی گفته میشود اشاره به آنست که مقصد جهاد اعلاء کلمة اللّه است غنیمت نیست اشاره دوم است که در چیزهای نفلی اختلاف بوجود آوردن جایز نیست - و در این آیت پنج آداب است - (لِلَّهِ وَالرَّسُولِ) یعنی حکم غنیمت خاص است به اللّه تعالٰی و رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم اللّه تعالٰی امر میکند و رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم تقسیم میکند به امر اللّه تعالٰی و تقسیم آن برای دیگری سپاریده نشده است (إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) اِن برای بسیار ترغیب گفته شده است -یا اِن به معنی اِذ است -
[۳-۲] در این آیات ذکر صفات مجاهدین است که مصداق اول آن صحابه کرام اند و این پنج صفات است سه صفات اولی قلبی است و عبادت چهارم جسمی است و عبادت پنچم مالی است - سوال: در این آیت آمده است که در وقت ذکر اللّه تعالٰی دلها می لرزد و در آیت (۲۸) سوره رعد فرموده است که به ذکر اللّه تعالٰی اطمینان دل حاصل می گردد پس در آنها چه تطبیق است؟ جواب آنست که ترسیدن دل زمانی است که یاد شود عذاب های اللّه تعالٰی و اطمینان دل زمانی است که یاد شود پاداش های اللّه تعالٰی (زَادَتْهُمْ إِيمَانًا) ابن قیم در بدائع الفواید گفته است که ایمان دو نوع است یکی ایمان مطلق است که آن صرف یقین دل است در آن زیادتی یا نقصان آمدن مسئله اختلافی است صحیح آنست که در آن زیادتی و نقصان می آید - و دوم ایمان مقید است یقین با همراه عمل کردن پس در آن زیادتی و کمی آمدن به سبب زیاد شدن علم و نقصان عمل سخن اتفاقی است لیکن بعضی به زیادت تعبیر میکنند و بعضی به استوار شدن تعبیر میکنند و چنین در آیت (۱۲۴) سوره توبه نیز است (يَتَوَكَّلُونَ) در توکل رجا (امید داشتن) و پناهی خواستن و حاجات خواستن و رغبت کردن همه داخل است که این ها خاص است به اللّه تعالٰی (ابن کثیر) و این هر سه صفت قلبی است و دو صفت بعدی عمل ظاهری است - ظاهر آنست که در این آیت ایمان نوع دوم مراد است -