وَمَا مِنْ دَابَّةٍ ۵۲۰ يوسف
الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۱﴾ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲﴾
الر ، این آیات از چنین کتابی است که صاف صاف بیان میکند ﴿۱﴾
هرآئینه نازل کرده ایم این کتاب را قرآن به زبان واضح تا شما بدانید ﴿۲﴾
ربط:سوره یوسف با سوره هود اینست که در سوره هود ذکر مصیبت ها از جانب مردم دیگر بر دعوت کنندگان توحید بود و در این سوره ذکر مصیبت هاست از جانب برادران بر داعی توحید ، ربط دوم اینست که این سوره تفصیل و تفسیر آیت آخری سوره هود است -
دعویٰ این سوره: سه دعوی این سوره است ، دعوی اول اینکه ثابت کردن توحید باپنج طریقه است طریقه اول رد بر شرک فی العلم است یعنی که یعقوب علیه السلام بر مکر پسران خود و برحال یوسف علیه السلام عالم نبود نه در چاه و زندان و نه در حالت عزت و اقتدار از آیت های (۸) الی (۱۱) و (۱۵) و (۸۷) - طریقه دوم رد بر شرک در تصرف است که یعقوب علیه السلام هیچ ضرر را دفع کرده نمی توانست نه از یوسف علیه السلام و نه از پسران دیگر آیت های (۱۰۱،۶۷،۴۰.۳۹،۲۱،۱۸) و طریقه سوم رد بر شرک در بندگی است آیت (۴۰) و طریقه چهارم رد است بر همه اقسام شرک آیت های (۱۰۸،۱۰۶) و طریقه پنجم ذکر پانزده اسماءالحسنی اللّه تعالٰی است -
دعویٰ دوم سوره: ثابت کردن راستین بودن رسول به دو طریقه است - طریقه اول به ذکر وحی است به نبی کریم صل اللّه وعلیه وسلم در آیت (۳) - طریقه دوم، اینکه نبی صل اللّه وعلیه وسلم حاظر و ناظر نبود در آیت (۱۰۲) -
دعویٰ سوم سوره: تسلیت دادن به نبی کریم صل اللّه وعلیه وسلم است به بیان کردن صبر یعقوب علیه السلام و یوسف علیه السلام به تفصیل این واقعه و در آیت (۱۱۰) نیز -
خلاصه سوره: در این سوره الی آیت (۷) تمهید است و باز ذکر دوازده مقامات واقعه یوسف علیه السلام است - و در آخر ذکر سخن است -
تفصیل خلاصه اینست تمهید الی آیت هفتم است اول راستین بودن قرآن برای ترغیب در آیت های (۲،۱) - دوم ذکر صدق رسول درآیت (۳) وسوم ذکر سبب واقعه یوسف علیه السلام است که او خواب دیدن آن است و ذکر کردن ادب و نتیجه آن است در آیت های (۶،۵،۴) -
[۱] در این آبت بیان صدق کتاب اللّه است و مراد با (الْمُبِينِ) اینست که خودش نیز واضح است و واضح کننده حق و باطل است و در تِلْكَ به این سوره اشاره است -
[۲] در این آیت نیز صدق قرآن است به سه طریقه اول اینکه اللّه تعالٰی نازل کرده است دوم اینکه جمع شده است زیراکه قرآن مجموع را میگویند و برای خواندن است و سوم اینکه بیان واضح است از سببی که عربی در اصل واضح را میگویند - و در این آیت فایده انزال قرآن است با همراه (لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) - مراد اینست که خود را به حقانیت قرآن بفهمانید به معانی آن و به حکمت های آن - (قُرْآنًا عَرَبِيًّا) این دلیل است که در آن الفاظ عجمی نیست - و اگر عجمی در آن باشد پس طوری معلوم خواهد شد که اللّه تعالٰی در اینجا از لفظ عربی عاجز بود و اللّه تعالٰی از عجز پاک است و آنکه از ابن عباس رضی اللّه عنهما روایت است که قسطاس ، سجل وغیره الفاظ عجمی اند مقصد اینست که این الفاظ را عجم از عرب آموختند و باز عرب استعمال نمی کردند و در عجم مشهور شدند -