قَالَ أَلَمْ ۷۳۲ طٰهٰ
طه ﴿۱﴾ مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ﴿۲﴾ إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى ﴿۳﴾ تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿۴﴾ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ﴿۵﴾ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى ﴿۶﴾
طٰهٰ ﴿۱﴾
نازل نکردیم بر تو قرآن را که به تکلیف شوی ﴿۲﴾
مگر تا یاد داشت شود برای کسی که میترسد ﴿۳﴾
نازل کرده شده از جانب آن ذاتی که آفریده زمین و آسمانهای بلند را ﴿۴﴾
به همه مهربان است بر عرش برابر است ﴿۵﴾
خاص در اختیار اوست آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین است و آنچه در میان این هر دو است و آنچه در زیر گِل تر است ﴿۶﴾
ربط: آن به سوره گذشته این است ، که در آن سوره اثبات توحید شد به همراه جوابات شبهات حالا در این سوره تشجیع و ترغیب میدهد به دعوت و تبلیغ این مسئله و همچنین در آیت آخری سوره مریم هلاکت قوم های منکر به طور اجمالاً ذکر شد - در این سوره نمونه او را به واقعه فرعونیان ذکر میکند -
دعویٰ این سوره:
تشجیع است بر دعوت توحید با همراه اثبات توحید ، آیات تشجیع شش است ، و واقعه موسیٰ علیه السلام و ساحران بعد از ایمان آوردن برای تشجیع است -
خلاصه سوره:
در این سوره دو حصه است حصه اول الی آیت (۹۸) است - در این تمهید است الی (۸) در آن تشجیع بر دعوت است در (۳،۲) - و پنج دلایل عقلی است با همراه دعوی توحید - و واقعه موسیٰ علیه السلام برای تشجیع -
[۱] این آیت از مقطعات است - بحث آن گذشته است در این روایت ابن جبیر این است که این به معنی یا رجل است (ائ مرد دلاور) و در لغت قریش به این معنی نیز استعمال شده است -
[۳،۲] در این دو آیت دلیری دادن و ترغیب است بر تبلیغ قرآن کریم یعنی مقصد انزال قرآن تذکره و نصیحت دادن است مقصد آن مشقت و تکلیف نیست و نه بدبخت شدن (لِتَشْقَى) از شَقَتَ ماخوذ است یا از شقاوت (لِمَنْ يَخْشَى) را از سببی ذکر کرد که فایده گرقتن از قرآن موقوف به خشیت و انابت است -
[۴] در این آیت بیان عظمت کتاب اللّه تعالٰی است - و دلیل عقلی اول بر توحید است به ذکر کردن خالقیت اللّه تعالٰی -
[۵] این دلیل دوم است ، به ذکر صفت رحمانیت اللّه تعالٰی و فوقیت بر عرش ، و معنی استوی و عرش اشکار است که بالای عرش است و عرش بالای آسمانها است هان کیفیت آن با مخلوق هیچ مشابهتی ندارد و این عقیده همه سلف صالحین و ائمه مجتهدین است - و از امام ابوحنیفه رحمة اللّه علیه روایت است که کسی چنین گفت که من نمیدانم که پروردگار من در آسمان است یا در زمین است آن شخص کفر کرد زیرا که اللّه تعالی می فرماید (الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى) این در فقه اکبر و عقیده طحاویه ذکر شده است ، از امام مالک رحمة اللّه علیه نقل است او فرموده است که استویٰ مجهول نیست (یعنی معنی آن معلوم است) و کیفیت استویٰ معقول نیست و ایمان بر این فرض است و بحث و پرسان از این بدعت است -
[۶] این دلیل سوم بر توحید است - مراد این است که تصرف همه عالم برای اللّه تعالٰی خاص است - (الثَّرَى) گِل تر است یعنی در زیر زمین هفتم که چیزی است اللّه تعالٰی بر آن عالم است ، و در آن تصرف کننده است -