اتْلُ مَا أُوحِيَ ۹۹۴ لقمان
الم ﴿۱﴾ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿۲﴾ هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ ﴿۳﴾ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾ أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ ﴿۶﴾
الف لام میم ﴿۱﴾
این آیتهای چنین کتاب است که پر از حکمت است ﴿۲﴾
هدایت و رحمت است برای نیکوکاران ﴿۳﴾
آنهای که برپا میدارند نماز را و میدهند زکوة را و ایشان به آخرت یقین دارند ﴿۴﴾
دارنده این صفات بر هدایت اند از جانب پروردگار ایشان و این کسان خاص ایشان کامیاب اند ﴿۵﴾
و بعضی از مردمان کسی است که میخرند سخنان بیهوده را تا گمراه کنند مردم را از راه اللّه تعالٰی بغیر از دلیل و میگیرند آنرا به تمسخر این کسان ایشان راست عذاب ذلیل کننده ﴿۶﴾
ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است ، وجه اول اینکه در سوره عنکبوت ترغیب به جهاد و دعوت بود پس در سوره روم نتیجه آنرا بیان کرد به نصرت و انقلاب حالا در این سوره طریقه جهاد را بیان میکند به واقعه لقمان که به این طریقه جهاد کرده شود باز نصرت الٰهی حاصل میگردد ، وجه دوم این است که پیش اثبات توحید را صرف به دلایل عقلی کرده بود در این سوره دلیل نقلی را از یک حکیم می آورد اشاره است که توحید صرف مسئله پیغمبران نیست بلکه به حکمت عقلیه نیز موافق است -
دعویٰ این سوره: اثبات توحید به دلیل نقلی است با همراه دلایل عقلی تفصیلیه و مأخذ دعوی در آیت (۱۲) است و رد بر سه نوع شرک است شرک فی التصرف و شرک فی العلم و شرک فی الدعاء -
خلاصه سوره:
این سوره تقسیم به دو باب است - باب اول الی آیت (۱۹) است در این اولاً ترغیب به قرآن است به ذکر چهار صفات قرآن و ذکر چهار صفات اهل قرآن الی ایت پنجم باز زجر به منکرین قرآن است به شش قباحت آنها ، با تخویف و بشارت از (۶) الی (۹) باز یک دلیل عقلی تفصیلی در (۱۱،۱۰) است باز دلیل نقلی از لقمان است برای آن فواید که پیش بیان شده است الی (۱۹) -
[۱] این از مقطعات است برای اظهار اعجاز قرآن -
[۴،۳،۲] در این آیات ترغیب به قرآن به ذکر چهار صفات قرآن است که کتاب ، حکیم ، هدی ، رحمت است و چهار صفات اهل قرآن است و این صفات اثار صدق قرآن است (لِلْمُحْسِنِينَ) به کسی میگوید که عقیده و عمل ایشان مشتمل به حسن شرعی باشد یعنی توحید و اخلاص و سنت در آن موجود باشد (يُوقِنُونَ) در تفسیر سراج المنیر گفته است که ایشان کسانی اند که نمیکنند چنین کاری را که منافی به ایمان باشد و غافل نمیشود از یاد آخرت به اندازه پلک زدن چشم نیز -
[۵] این بشارت از سبب این چهار صفات است -
[۶] در این آیت زجر و تخویف به مخالفین قرآن است و سه حالات ایشان ذکر است و اشتراء لهوالحدیث - مراد از اشتراء پسند کردن و بهتر دانستن است و اشتراء را ذکر کرد اشاره است که بر این مال خود را نیز قربان میکند (لَهْوَ الْحَدِيثِ) و از حسن بصری روایت است که مراد از آن هرآنچه است که غافل میکند انسان را از قرآن کریم و از پرستش اللّه تعالٰی پس داخل است در این ، قصه های شرکیات و بدعات و گپ شپ فسق و فجور و آن اعمال دنیوی که انسان را از قرآن غافل میکند و داخل است در این غناء ، مراد از غناء خواندن غزلیات و آهنگ ها است که از هر زبان باشد و اسباب نوازندگی و تلویزیون وغیره در (بِغَيْرِ عِلْمٍ) اشاره است که هر ضال مضل جاهل است (هُزُوًا) مراد از این است که حقیر و بیهوده میشمارد قرآن را واین سبب میگردد برای تمسخر کردن از این سبب هُزُوًا به مزاح کردن نیز گفته میشود -