اتْلُ مَا أُوحِيَ ۱۰۰۳ السجدة

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الم ﴿۱﴾ تَنْزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳﴾ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿۴﴾ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ﴿۵﴾ ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۶﴾

الف لام میم ﴿۱﴾
نازل شدن این کتاب هیچ شک نیست در آنکه از جانب پروردگار مخلوقات است ﴿۲﴾
آیا میگویند این (قرآن) را از خود ساخته است بلکه آن حق است از جانب پروردگار تو تا بترسانی قومی را که نیامده است به ایشان هیچ ترساننده پیش از تو تا هدایت یابند ﴿۳﴾
خاص اللّه تعالٰی آن ذاتی است که آفرید آسمانها و زمین را و آنچه در میان آنهاست در شش روز باز برابر شد برعرش نیست شما را بجز اللّه تعالٰی هیچ نجات دهنده و نه شفاعت کننده آیا پس چرا پند نمی پذیرید ﴿۴﴾
انتظام میکند اللّه تعالٰی کار را از آسمان (میفرستد) بسوی زمین باز بالا میرود به جانب او در یک روز که اندازه آن هزار سال است از آنچه که میشمارید ﴿۵﴾
این ذات است عالم به هر نهان و اشکارا غالب و رحم کننده است ﴿۶﴾

سوره السجدة

نام های این سوره است : سوره الم سجده ، سوره المضاجع ، سوره سجده لقمان -
ربط: آن به سوره پیش این است (۱) چون در سوره پیش رد بر شرک شد به دلایل عقلی و نقلی در این سوره فرق بین موحد و مشرک را بیان میکند در دنیا و آخرت (۲) در این سوره تشریح آیت آخری سوره لقمان است تشریح جمله اول (ان اللّه عنده علم الساعة) در (۱۴،۱۳،۱۲،۱۱،۵) است - تشریح جمله دوم (وینزل الغیث) در (۲۷) است و تشریح جمله سوم (ویعلم ما فی الارحام) در (۹،۸) است - تشریح جمله چهارم (و ماتدری نفس ماذا تکسب غدا) در (۱۳،۵) است - تشریح جمله پنجم (وماتدری نفس بای ارض تموت) در (۱۱،۱۰) است -
دعویٰ این سوره: بیان فرق در میان حال مومن و حال مشرک است - مأخذ آن در (۱۶) ذکر است - از ابتداء الی (۱۴) ذکر احوال منکرین است و در (۱۳) نسبت افتراء به قرآن است در (۹) نه کردن شکر در (۱۰) انکار کردن از زندگی دوباره و در (۱۲) مرگ آوردن بر ایشان در قیامت و حال این مجرمان در (۱۴،۱۳) ذکر است - احوال مومنان در (۱۷،۱۶،۱۵) - باز ذکر فرق از (۱۸) الی (۲۲) به طریقه جزا و سزا باز حال مومنان پیش در (۲۵،۲۴،۲۳) باز زجر و تخویف به منکرین در (۲۹،۲۸،۲۷،۲۶) ذکر میکند آیت اخری تفریع به تمام سوره است -
خلاصه سوره: در این دو باب است باب اول الی (۱۸) است - اول ترغیب الی القرآن در (۲) باز زجر به منکرین در (۳) باز سه دلایل عقلی در (۷،۵،۴) باز زجر به انکار آخرت باز تخویف اخروی در سه آیات و بشارت در سه آیات -

تفسیر

[۱] این تنبیه به اعجاز قرآن است -
[۲] این صدق قرآن برای ترغیب است و در این اشاره است که مرتابین اگر چه بسیار اند لیکن به ارتیاب آنها در قرآن هیچ ریب پیدا نشده است -
[۳] این زجر به منکرین قرآن است (مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ) اشاره است که انذار ایشان بسیار سخت است از سبب جهل ایشان و همچنین اشاره است که این قوم به این نبی بسیار محتاج است در هدایت -
[۴] این تفصیل انذار است به ذکر توحید با دلیل عقلی (مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ) امداد کنندگان دو نوع میباشند یکی آنکه خودش تصرف کرده میتواند حاجت بر آورده می تواند مصیبت را دور کرده میتواند و به آن ولی گفته میشود - دوم آنکه خودش کار کرده نمی تواند لیکن به مالک و صاحب اختیار به قوت گفته میتواند که حاجت این شخص را بر آور به آن شفیع گفته میشود پس برای اثبات توحید نفی این هر دو شد -
[۵] این دلیل عقلی دیگر است - یعنی چون ثابت شد که اللّه تعالٰی خالق است بالای عرش مستوی است و تام صاحب اختیار است حالا ذکر میکند که گرداننده این نظام عالم نیز او است این نظام را برای کسی نه سپرده است پس معلوم شد که قطب غوث نیست که ایشان تدبیر دنیا را کرده میتوانند - در این آیت دو تفسیر است اول اینکه مراد از الْأَمْرَ هرکاری از کارهای این عالم که در عالم اسفل به انسانها اشکار میگردد و در این زمین میگردد و (يَعْرُجُ) به معنی ترجع است و ضمیر به این امر راجع است و رجوع بعداز فنا عالم مراد است (فِي يَوْمٍ) متعلق به یعرج است و مراد از آن روز قیامت است - تفسیردوم است که مراد از الامر وحی است که به واسطه جبرائيل فرستاده میشود ، با مِنَ السَّمَاءِ فینزل پنهان است و ضمیر يَعْرُجُ به جبرائيل راجع است و مراد از فِي يَوْمٍ مراد روزی از روزهای دنیا است و چون با حدیث ثابت است که درمیان آسمان و زمین مسافت پنجصد سال است پس رفت و آمد به هردوطرف هزار سال شد - و فِي يَوْمٍ متعلق به هردو فعل است (فینزل و یعرج) ومقصود در این تدبیر وحی شد و اشاره به صدق قرآن است -
[۶] این نیز دلیل عقلی است و تائید ماقبل است یعنی اللّه تعالٰی تدبیر از این سبب کرده میتواند که او علم تفصیلی این عالم را دارد بغیر از این علم تدبیر شده نمی تواند -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>