وَمَا لِيَ ۱۰۹۹ ص
ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ﴿۱﴾ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ ﴿۲﴾ كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ ﴿۳﴾
ص، قسم است به قرآن که دارنده نصیحت است ﴿۱﴾
بلکه کافران در تکبر و دشمنی اند ﴿۲﴾
بسیار هلاک کردیم پیش از آن قرن ها پس فریاد بر آوردن ایشان و نبود این وقت نجات یافتن ﴿۳﴾
ربط: این سوره با سوره پیش به طریقه های بسیار است یک طریقه این است در سوره گذشته عجز واحتیاج بندگان نیکان ذکر شد در این سوره ابتلاءات را بر ایشان ذکر میکند برای دلالت بر این سخن که ایشان شفعاء قهریه شده نمی توانند -
دعویٰ این سوره: اثبات توحید به ذکر ابتلاء بر انبیاء و ملائک علیهم السلام به همراه ابتلاء بر ابلیس - و دعوی توحید در (۶۶،۶۵) و این ابتلائات تفصیلیه را بالای سه پیغمبران ذکر کرده است ابتلاء اول درباره خطائی اجتهادی کردن در احکام شرعیه و آن گناه نیست ابتلاء دوم به ترک انشاءاللّه نسیاناً و آن گناه نیست ابتلاء سوم بدنی و مالی برای ابتلاء صبر اگر چه هیچ گناه نکرده است و این سه انبیاء علیه السلام در علاقه روم گذشته اند هر دو اول به همراه صفت نبوت پادشاهان نیز بودند و سوم با صفت نبوت ثروتمند بود -
خلاصه سوره:
این سوره به سه باب تقسیم است باب اول تا (۸۱) است در این اولاً شهادت قرآنکریم و تخویف ذکر میکند باز زجرها به انکار چهار مقاصد انکار توحید و رسالت و از قرآن و بعث بعدالموت و زجر به اسباب انکار است و برای تخویف دنیوی ذکر اقوام مکذبه اجمالاً است -
[۲،۱] (ص) از مقطعات است و در باره این مفسرین سیزده اقوال ذکر کرده اند لیکن برگزیده این است که بر معنی آن اللّه تعالٰی عالم است و حکمت بزرگ در آن دلیل و تنبیه بر اعجاز قرآن کریم است (ذِي الذِّكْرِ) یعنی مشتمل است بر بیان توحید و دیگر اوامر و نواهی اللّه تعالٰی - مراد از (عِزَّةٍ) خود را دارای عزت دانستن و از سبب آن از حق تکبر کردن و مراد از شِقَاقٍ مخالفت کردن از حق به سبب زد و عناد است -
[۳] این تخویف دنیوی برای شقاق کنندگان است بعد از زجر برای ایشان (فَنَادَوْا) آوازها برآوردن به توبه و استغفار کردن یا به فریادها و مدد خواستن (مَنَاصٍ) به معنی به عقب انداختن عذاب و به معنی فرار کردن و به معنی نجات یافتن است -