فَمَنْ أَظْلَمُ ۱۱۳۴ المؤمن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم ﴿۱﴾ تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۲﴾ غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿۳﴾ مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ ﴿۴﴾ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ﴿۵﴾

حا میم ﴿۱﴾
نازل کردن این کتاب است از جانب اللّه تعالٰی غالب است دانا است ﴿۲﴾
آمرزندٔه گناه است و قبول کننده توبه است سخت عذاب دهنده است صاحب توانائی است نیست متصرف بجز او خاص بسوی اوست بازگشت ﴿۳﴾
مجادله نمی کنند در آیات اللّه تعالٰی مگر کافران پس فریب ندهد ترا پراگنده گشتن ایشان در شهرها ﴿۴﴾
تکذیب کردند پیش از ایشان قوم نوح علیه السلام و گروه های مخالف دیگر بعد از آنها و قصد محکم کرد هر امت در باره رسول خود تا بگیرند او را (برای قتل کردن) و مجادله کردند ایشان به باطل تا بر کنند حق را پس گرفتار کردم من ایشان را پس چگونه شد عذاب من ﴿۵﴾

سوره المؤمن

از این سوره الی سوره احقاف هفت سوره به حوامیم مشهور است و این باب سوم است - خازن و خطیب از ابن عباس رضی اللّه عنهما روایت ذکر کرده است که هر چیز مغز (خلاصه) دارد و مغز قرآن حوامیم است اگر این روایات صحیح ثابت شود پس دلالت خواهد کرد به عظمت این سوره ها -
ربط: این سوره به سوره پیش از بسیار وجوه است وجه اول این است که در سوره زمر رد بر شرک فی العباده بود حالا در این سوره رد برشرک فی الدعاء است که آن جزء عبادت است - وجه دوم این است که در آن سوره تخویف دنیوی اجمالی بود و در این سوره تفصیل او را برای واقعه فرعونیان ذکر میکند -
دعویٰ این سوره: رد بر شرک فی الدعاء است و اثبات توحید فی الدعاء است و او را هفت بار ذکر کرده است در (۷۴،۶۵،۶۰،۴۳،۲۰،۱۴،۱۲) و این به پنج طریقه است - اول به رد جمیع اقسام شرک - دوم به هشت دلایل عقلی سوم به واقعه رجل مومن ، چهارم به اهلاک فرعونیان به سبب انکار ایشان از توحید و پنجم به ذکر عظمت این مسئله -
خلاصه سوره: این است که این سوره تقسیم است به سه باب ، باب اول الی (۱۴) است در این چهار عنوانات است و این تمهید برای دعوی سوره است و عظمت آنرا ذکر میکند اول ترغیب الی القرآن است به ذکر نه صفات اللّه تعالٰی - عنوان دوم زجر و تخویف دنیوی و اخروی برای آنهای که در قرآن و در دعوی این سوره جدال میکنند - سوم بشارت به مومنان است به ذکر دعاهای ملائک برای مؤمن ، چهارم تخویف اخروی برای منکران و سبب عذاب را ذکر میکند که انکار از عن التوحید است -

تفسیر

[۱] این از مقطعات است بحث آن بار بار پیش گذشته است برگزیده این است که این اشاره است به اعجاز قرآن کریم از این سبب بعد از آن عظمت قرآن کریم را ذکر میکند -
[۳،۲] در این ترغیب به قرآن است و بیان عظمت او است به ذکر کردن نه صفات عظیمه نازل کننده که اللّه تعالٰی است و این عنوان اول از عنوانات است که در خلاصه ذکر شده است (الطَّوْلِ) به معنی غنا یعنی مستغنی است از مشرکان و (طَوْل) به فضل ، انعام و قدرت گفته میشود - قرطبی و خطیب شربینی وغیره واقعه عمر رضی اللّه عنه را نوشته اند که او برای یک شرابی در خط این آیات را نوشته کرد چون به او رسید گریه کرد و توبه کرد وعمر رضی اللّه عنه به مردم گفت که یک برادر تان در لغزش افتیده باشد پس این چنین عمل با او کنید و دعا توبه و مغفرت به او کنید و به شیطان رها مکنید -
[۴] این زجر برای مجادلین است و عنوان دوم است که در قرآن و مقصد آن که توحید است کسی مجادله میکند پس او کافر میباشد و در حدیث مرفوع ذکر است که جدال در قرآن کفر است و در حدیث دیگر روایت است که این جدال سبب هلاکت مردمان پیشین است - و مراد از جدال طعن کردن در قرآن که این سحر است شعر است کهانت است وغیره و بر او شبهات و اعتراضات کردن است و به این جدال بالباطل گفته میشود و در این سوره این به تعبیرات مختلف ذکر است در (۵۶،۳۵،۵) - (فَلَا يَغْرُرْكَ) در این جواب وهم است اگر این مجادلین کافر باشند پس در دنیا لذت و ثروتمندی ایشان چرا است جواب داده شد که این لذت نیست بلکه تَقَلُّبُ است - یعنی اگر چه زمین داری و تجارت ها و لشکرهای ایشان زیاده است لیکن این سبب پریشانی و تکلیف است اطمینان برای ایشان نیست -
[۵] این تخویف دنیوی است به ذکر مجادلین گذشته و به عذاب همراه ایشان و سه امراض ایشان را ذکر کرده است تکذیب و تکلیف دادن به رسولان سوم جدال باطل (لِيَأْخُذُوهُ) مراد از این قید کردن و قتل کردن و دیگر تکالیف دادن است (بِالْبَاطِلِ) مراد از این شبهات باطله است که هیچ حقیقت ندارند (لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ) این مقصد جدال ایشان است -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>