قَدْ سَمِعَ اللَّهُ ۱۳۸۱ اَلتَّغَابُن
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾ هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۲﴾
به پاکی یاد میکنند اللّه تعالٰی را آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین است خاص او را است پادشاهی و خاص او را است ستایش و او بر همه چیز دارای قدرت است ﴿۱﴾
خاص اللّه تعالٰی او ذاتی است که آفریده شماررا پس بعضی از شما کافر و بعضی از شما مومن است و اللّه تعالٰی به اعمال که میکنید بیناست ﴿۲﴾
ربط: آن با سوره پیش از چندین وجوه است یک وجه این است که در سوره پیش رد بود بر یهود و منافقین در این سوره رد است بر مشرکین و منکرین بعث بعدالموت -
دعویٰ این سوره: اثبات چهار مقاصد عالیه است (توحید ، رسالت ، قرآن ، بعث بعدالموت) به همراه تزهید فی الدنیا و ترغیب به الی الانفاق از این سبب در این نه اوامر ذکر است و چهارده اسماء حسنیٰ را ذکر کرده است برای اثبات توحید -
خلاصه سوره:
در این اول دعوی توحید با تسبیح است و بر آن چهار دلایل عقلی را ذکر کرده است باز تخویف دنیوی و باز سبب عذاب ذکر است اول انکار ار رسول و دوم انکار از بعث بعدالموت و اثبات آنرا به حلف میکند - باز امر به ایمان است بر سه مقاصد با بشارت و تخویف باز ترغیب برای ایمان بالقدر است برای تخفیف مصیبت ها و امر است به طاعت اللّه تعالٰی و رسول - و ذکر توحید است باز تحذیر از محبت دنیا است و ترغیب است به توحید و قرآن و انفاق با بشارت و با امر انفاق پنج اسماء حسنیٰ برای ترغیب ذکر است -
[۱] در این توحید به طریقه تسبیح ذکر است و برای آن سه صفات اللّه تعالٰی را ذکر کرده است -
[۲] این نیز دلیل دعوی توحید است و به این دلیل نفسی عقلی گفته میشود (فَمِنْكُمْ كَافِرٌ) در این دو قول است اول اینکه مراد از این کفر و ایمان تقدیری است یعنی اللّه تعالٰی در تقدیر کسی را کافر مقرر کرده است و کسی را مؤمن - پس خالق و تدبیر کننده اللّه تعالٰی است و کسب کننده کفر و ایمان بنده است - قول دوم این است که در این کفر و ایمان کسبی مراد است پس در این معنی زجر است یعنی اللّه تعالٰی شما را آفریده پس در کار بود که همه ایمان می آورد لیکن شما به دو گروه تقسیم شدید چون سبب زجر کفر است از این سبب کافر را پیش ذکر کرده است -