قَدْ سَمِعَ اللَّهُ ۱۳۹۲ اَلتَّحْرِیْم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۱﴾

ائ نبی چرا بند میگردانی برخود چیزی راکه حلال ساخته اللّه تعالٰی برای تو میجوئی با این خوشنودی زنان خود را و اللّه تعالٰی آمرزگار رحم کننده است ﴿۱﴾

سوره اَلتَّحْرِیْم
ونام های دیگر آن سورة النبی و سورة لم تحرم و سورة المتحرم است -

ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که پیش امور متعلقه طلاق را ذکر کرد حالا در این سوره آن اخلاق را ذکر میکند که منع کننده طلاق است - وجه دوم این است که چون در سوره پیش احکام جداشدن زن و شوهر را ذکر کرد ، در این سوره ذکر میکند آن احکام را که با آن یکجا شدن زن و شوهر می آید -
دعویٰ این سوره: ذکر حقوق زوجیت - و عدم افاده زواج برای نجات از عذاب - و نه اسماء حسنیٰ را برای توحید ذکر میکند -
خلاصه سوره این است: دو خطابات نبی صل اللّه وعلیه وسلم و دو از مومنان است - در خطاب اول نبی صل اللّه وعلیه وسلم مقصد دور کردن حرج از او است در باره راضی کردن همسران در آنچه حق آنها نیست - باز ترغیب است به همسران به نگهداشتن راز نبی صل اللّه وعلیه وسلم و از مخالفت (تظاهر) او منع کردن است و همچنان ترغیب برای آنها به پنج اخلاق حسنه است این الی (۵) است - باز ذکر حق شوهر بالای زن است - باز خطاب اول به مومنان است که در آن ذکر میکند حق زن را بر شوهر در آن امور که نجات یافتن از عذاب میکند و باز خطاب دوم به مومنان است و در آن ترغیب به توبه برای نجات یافتن از عذاب است و بشارت اخرویه است - و باز خطاب دوم نبی صل اللّه وعلیه وسلم است با جهاد تا با معامله همسران مشغول نشود از این مقصد مهم - باز جواب دو وهم است وهم اول است اگر عقیده زن مخالف عقیده شوهر باشد به سبب شرک کردن زن پس آیا صرف همسر شدن شخص موحد به او نفع رسانده میتواند؟ حاصل جواب این است که نمیدهد و مثال زن نوح علیه السلام و زن لوط علیه السلام را ذکر کرد - وهم دوم این است که اگر زن موحد باشد و شوهر کافر مشرک باشد پس این نکاح به این زن ضرر و نقصان میدهد؟ حاصل جواب این است که هیچ ضرر نمی دهد و مثال را به امرءة فرعون ذکر کرد و در این مثال به همراه ذکر مثال مریم تشجیع نیز برای مومنان است به استقامت دین اللّه تعالٰی -

تفسیر

[۱] مفسر قرطبی و اکثر مفسرین در سبب نزول آن بسیار اقوال نوشته اند لیکن آن روایتی را که با سند صحیح امام بخاری نقل کرده است او این است که نبی صل اللّه وعلیه وسلم در خانه زینب رضی اللّه عنها شربت شهد را نوشید بی بی عایشة رضی اللّه عنها و بی بی حفصه رضی اللّه عنها از سبب غیرت امباق بودن اتفاق کردن که نبی صل اللّه وعلیه وسلم به خانه هر یکی بیاید برایش خواهیم گفت که از تو بوی مغافیر میرود آیا تو مغافیر خورده ئی (مغافیر جمع مغفوره است و به آن عرفط نیز گفته میشود این گل یک نوع بوته است که زنبورهای (نحل) عرب آنرا میخوردند واز آن شهد پیدا میشد در شهد بوی آن بوته میبود پس قول آنها که از تو بوی مغافیر میرود این سخن راست بود) و سخن دوم اینکه بطور پرسان است که آیا تو مغافیر خورده ئی در جمله پرسان صدق و کذب نمی آید (و نبی صل اللّه وعلیه وسلم از استعمال چیز بد بو خود را نگهمیداشت) او گفت که من مغافیر نخورده ام لیکن شربت شهد را نوشیده ام در آینده نمی نوشم و بر من حرام باشد، و دیگر روایت با سند صحیح نیز است لیکن صحیحین نیاورده اند اختصار آن این است که رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم به حفصه رضی اللّه و عنها گفته بود که ماریه رضی اللّه عنه مادر ابراهیم بر من حرام باشد و در هر دو روایت این نیز است که نبی صل اللّه وعلیه وسلم به حفصه رضی اللّه عنها فرمود که این راز را اشکار نکنی و در همه سخن ها مقصد نبی صل اللّه وعلیه وسلم این بود که دیگر همسران رضا باشند و زینب و ماریه نیز اندوهگین نشوند اللّه تعالٰی آیات های ابتدائی این سوره را نازل کرد که (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ) در اینجا تحریم به معنی لغوی است که منع است و نگرفتن نفع از یک چیز است به این عقیده تحریم کردن مااَحلَّ اللّه مراد نیست از سببی که چنین عقیده داشتن کفر است و نبی صل اللّه وعلیه وسلم از هر معصیت پاک میباشد چنین خطیب شربینی ذکر کرده است -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>