تَبَارَكَ الَّذِي ۱۴۱۷ اَلحَاقَّة
الْحَاقَّةُ ﴿۱﴾ مَا الْحَاقَّةُ ﴿۲﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ ﴿۳﴾ كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ ﴿۴﴾
آفت یقینی آمدنی ﴿۱﴾
چه بزرگی است آفت یقینی آمدنی ﴿۲﴾
و چه چیز دانا گردانید ترا که چیست آن آفت یقینی آمدنی ﴿۳﴾
دروغگو پنداشتند ثمودیان و عادیان آفت کوبنده دلها را ﴿۴﴾
ربط: این سوره با سوره القلم به چندین وجوه است وجه اول این است که در دو سوره پیش اثبات توحید و صدق رسول ذکر شد در این سوره تخویف دنیوی و اخروی را برای منکرین ذکر میکند - وجه دوم اینکه پیش دو اصول ذکر شد توحید ، رسالت ، قرآن حالا اصل چهارم را ذکر میکند یعنی اثبات قیامت -
دعویٰ این سوره: تخویف است به ذکر کردن پنج اقوام مکذبین و به ذکر احوال و هیبت های قیامت ، به همراه اثبات صدق رسول و قرآن در باره دادن اخبار احوال قیامت و دعوی توحید در (۵۲) است و سه اسماء حسنیٰ اللّه تعالٰی را ذکر میکند اللّه ، رب ، عظیم و رد شرک فی العلم در (۴۹) -
خلاصه سوره:
ذکر عظمت شان قیامت است در (۳،۲،۱) و تخویف نزول عذاب را بر منکرین قیامت ذکر میکند که آن پنج اقوام مشهور بود از (۴) الی (۱۲) باز ذکر میکند احوال و هیبت های قیامت را به سه قسم اول فنا احوال عالم است تا (۱۶) - باز قسم دوم احوال قیام قیامت است در (۱۸،۱۷) قسم اول هفت و دوم سه احوال است مجموعه ده شد - باز قسم سوم و درآن ده احوال اصحاب الیمین تا (۲۴) باز احوال اصحاب الشمال را تا (۳۷) ذکر میکند باز ذکر علت های عذاب در (۳۴،۳۳) است باز ذکر صدق رسول و کتاب را به یک شهادت ذکر میکند و هفت اوصاف آنها را ذکر میکند نفیاً و ثبوتاً و در اخیر امر به تسبیح که دعوی توحید است -
[۳،۲،۱] در این اثبات قیامت است به همراه صفت الحاقة سه بار این اشاره به هیبت بیشتر اوست ، سبب گفتن الحاقة برای قیامت بسیار است سبب اول ، آن ساعتی که بلاشک به یقین واقع شدنی است - سبب دوم، آن حالتی که در آن چیزهای یقینی واقع شدنی است یعنی بعث ، حشر ، حساب ، کتاب ، میزان وغیره (وَمَا أَدْرَاكَ) از یحیٰ بن سلام و سفیان بن عیینه روایت است که در جائیکه در قرآن وماادراک ذکر است بعد از آن علم آن داده شده است و در جائیکه مایدریک است علم آنرا نداده است -
[۴] بعد از اثبات قیامت نمونه تخویف دنیوی را ذکر میکند که از سبب تکذیب بر آنها عذاب های گوناگون آمده بود در این آیت دو قوم ذکر شد (بِالْقَارِعَةِ) این نیز نام قیامت است و در این دو وجه است وجه اول اینکه که قارعة از قرع است سخت کوبیدن را میگویند قیامت از سبب هیبت ها دلها را سخت میکوبد - وجه دوم از مبرد نقل است که این از قرعه ماخوذ است یعنی مانند قرعة کسی کامیاب میشود و کسی ناکام میشود -