تَبَارَكَ الَّذِي ۱۴۶۰ اَلْقِیامَة

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿۱﴾ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿۲﴾ أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿۳﴾

چنین نیست قسم میخورم به روز قیامت ﴿۱﴾
و چنین نیست قسم میخورم به نفس ملامت کننده ﴿۲﴾
آیا می پندارد انسان که هرگز جمع نخواهیم کرد استخوانهای او را ﴿۳﴾

سوره القیامة

ربط: این سوره به سوره ماقبل از چندین وجوه است وجه اول این است که پیش رد بود بر معرضین عن القرآن در این سوره تخویف اخروی برای آنهاست - وجه دوم این است که پیش ترغیب بود بر تبلیغ قرآن و در این سوره ادب تعلیم قرآن است - وجه سوم این است که در سوره پیش رد بود بر مکذبین حشر در این سوره اثبات حشر است - (بدانید) که از این سوره الی سوره الاعلٰی در این همه اثبات قیامت است به شواهد و دلایل و ذکر حالات قیامت به تفصیل است و در هر سوره عنوان جدا جدا است -
دعویٰ این سوره: اثبات قیامت به جمع العظام است در (۳) و یک نام اللّه تعالٰی را مکرر ذکر کرده است (ربّ) -
خلاصه سوره: اول دو شواهد را ذکر کرده است و دعویٰ سوره است تا (۴) باز زجر بر انکار حشر است در (۶،۵) باز ده حالات قیامت را برای تخویف اخروی ذکر میکند الی (۱۵) - باز ادب قرآن را ذکر میکند به عدم تعجیل و به اتباع قرآن و این کارها را در باره اللّه تعالٰی ، جمع کردن قرآن ، خواندن ، بیان کردن ، و در این مقصد به اشغال قرآن است برای بیاد آوردن قیامت تا (۱۹) باز زجر است بر محبت دنیا و ترک آخرت و بشارت به اهل آخرت است الی (۲۳) باز تخویف برای دنیا پرستان است به ذکر حالت نزع تا (۳۰) - باز زجر بر این چهار امور است انکار از قیامت و توحید و رسالت و قرآن به همراه زجر شدید به انکار بعث بعدالموت - و اثبات بعث به دلیل است -

تفسیر

[۲،۱] (لَا) لَا را در مقام قسم آوردن عادت عرب هاست اکثر در میان کلام - و در اول کلام نیز بعضی اوقات می آید از سببی که این کلام اللّه تعالٰی را با کلام پیش به ربط و ترتیب ذکر کرده است چنانچه در سوره پیش تکذیب قیامت را ذکر کرد اینجا می فرماید لَا، یعنی تکذیب جائز نیست در این نفی انکار سابق است و در قرائت قاری ابن کثیر لَا بغیر از الف است در این معنی تاکید است همچنین بحث در تفسیر سوره واقعه گذشته است (أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ) مراد از یوم القیامة احوال آن است که چیزی در سوره های پیش گذشته است و چیزی را در سوره های مابعد ذکر میکند این حالات شاهد است که قیامت و جمع کردن استخوانها و دوباره زنده کردن یقینی است (وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ) تکرار لَا أُقْسِمُ، برای تاکید است و همچنین حالت دوم که ( نُسَوِّيَ بَنَانَهُ) است اثبات این نیز مقصد است (بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ) او مومنی است که در دنیا هر وقت با خود حساب میکند اگر گناهی کند توبه میکند و اگر چیزی خوراک و نوشیدنی میکند با خود این را برای چه مقصدی کردم و من چه شکریه را ادا کرده ام؟ - و ذکر این در سوره المعمران (۱۳۵) نیز است چون روز قیامت روز حساب با همه است و نفس لوَّامه حساب کننده نفس خود است از این سبب هر دو را یکجا جمع کرد -
[۴،۳] این زجر است مشتمل است بر دعوی سوره (عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ) در این دو قول است اول اینکه چنانچه ما قدرت داریم به فنا کردن و خاک کردن بندها همچنین قدرت داریم به ساختن دوباره این بندها و اینکه استخوانهای خورد و ساخت باریک است پس معلوم شد به جمع کردن استخوان بزرگ البته ضرور قدرت داریم قول دوم این است که قدرت داریم که انگشتان دست ها و پای های شما را هموار کنیم و مانند شتر یک لخت جور کنیم وباز بر آن هیچ کار کرده نمی توانید و این مانندسوره واقعه (۶۱) شد لیکن قول اول بهتر است -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>