تَبَارَكَ الَّذِي ۱۴۶۶ اَلدَّهْر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا ﴿۱﴾ إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿۲﴾

هرآئينه آمده است بر انسان مدتی از زمانه که نبود او چیز یاد کرده شده (به نام خاص) ﴿۱﴾
به تحقیق ما آفریدیم انسان را از نطفه در هم آمیخته و از شکلی به شکل ديگر درمي آوريم او را پس گردانیدیم او را شنوا بینا ﴿۲﴾

سوره الدهر
وبه این سورة الانسان و سورة الابرار و سورة امشاج و سورة هل اتیٰ نیز گفته میشود -

ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در اخیر آن سوره دلیل بود برای اثبات بعث در اول این سوره بعینهِ آن دلیل است برای اثبات بعث و به این تشابه الاطراف گفته میشود - وجه دوم این است که در پیش ادب قرآن را ذکر کرده بود در این سوره نعمت قرآن را ذکر میکند و شکریه آن نعمت نیز -
دعویٰ این سوره: اثبات بعث بعدالموت است به قیاس کردن بر آفریدن اولی به همراه بشارت تفصیلیه که آن نه نعمت جنت است - و برای معرفت الٰهیه نه آسماء حسنیٰ را ذکر کرده است اللّه ، رب ، حکیم ، علیم -
خلاصه سوره: این است در اول ذکر میکند خلق انسان را با پنج حالات برای استدلال بر بعث بعدالموت به همراه تخویف اخروی مختصر الی (۴) باز بشارت تفصیلی برای مومنان است که پنج صفات آنها را ذکر کرده است تا (۱۰) و ده جزاهای آنها ذکر است تا (۲۲) و در اخیر سوره ذکر نعمت قرآن است و برای شکر کردن آن پنج خطابات ذکر است تا (۲۶) و باز زجر به محبت دنیا است و ترغیب به قرآن کریم است در اختتام سوره -

تفسیر

[۲،۱] در این آیات حالات ابتدائي انسان را ذکر میکند و مراد از آن استدلال بر دوباره زنده کردن است (حِينٌ) از ابن عباس رضی اللّه عنهما روایت است که حین به مدت دراز گفته میشود که مقدار خاص آن معلوم نمی باشد و بعضی اهل علم تخصیص آنرا کرده است به چهل سال و هفت سال و دو سال و شش ماه و الی دو ماه لیکن قول اول صحیح است (مِنَ الدَّهْرِ) دهر به تمام وقت دنیا گفته میشود (أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ) یعنی نطفه مرد و زن مخلوط شد و این نطفه از اخلاط و طبایع مختلف ساخته شده است و این دلیل است که برای زنانه نیز نطفه است و احادیث صحیح نیز بر آن موجود است (نَبْتَلِيهِ) ضمیر به انسان راجع است و مراد از ابتلاء مکلف کردن بر آوامر و نواهی شرعی است یعنی آفریدن انسان برای ابتلاء است مهمل نیست یا ضمیر راجع است به نطفه به اعتبار ماء یعنی تغیر میدهیم او را به حالات مختلفه در رحم مادر (علقه ، مضغه ، عظاماً وغیره) (فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا) بنابر احتمال دوم (که ضمیر راجع شود به نطفه) فا برای تعقیب صحیح است یعنی بعد از این انقلابات سمع و بصر داده شد و بنابر احتمال اول علت غایت (که ابتلاء است) مقدم ذکر کرده است اگر چه در اصل بعد از آن است لیکن مقصد ابتلاء است و مهم است -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>