عَمَّ ۱۴۷۹ اَلنَّبَا
عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۱﴾ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿۲﴾ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿۳﴾ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿۴﴾ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿۵﴾ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿۶﴾ وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿۷﴾ وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿۸﴾
در باره چه ایشان میپرسند (از یکدیگر) ﴿۱﴾
در باره خبر بزرگ ﴿۲﴾
آنچه که ایشان در آن اختلاف میکنند ﴿۳﴾
هرگز در کار نیست زود است ایشان خواهند دانست ﴿۴﴾
باز هرگز در کار نیست زود است ایشان خواهند دانست ﴿۵﴾
آیا نگردانیدیم ما زمین را فرش ﴿۶﴾
و کوها را میخها ﴿۷﴾
و آفریدیم شما را جفت جفت ﴿۸﴾
ربط: این سوره با سوره پیش به چندین طریق است طریقه اول این است که در سوره پیش زجر بر تکذیب بود در این سوره زجر است بر اختلاف و تساؤل - طریقه دوم اینکه در آن سوره نام قیامت بود با یوم الفصل در این سوره فصل و فرق را در میان مکذبین و متقیان ذکر میکند به همراه ده ده وجوه -
دعویٰ این سوره: زجربه منکرین بعث بعدالموت است و اثبات آن است به دلایل و احوال منکرین و متقیان تخویفاً و بشارةً - و دو آسماء حسنیٰ و چهارده صفات فعلیه را ذکر کرده است -
خلاصه سوره:
اول زجر است به انکار بعث بعدالموت به طریقه تساؤل و اختلاف الی (۵) باز ده انعامات را ذکر کرده است به دلیل قدرت بر بعث بعد الموت الی (۱۶) باز تخویف اخروی با ده وجوه است برای منکرین و بشارت است با ده وجوه برای متقیان -
[۳،۲،۱] این زجر به انکار بعث و قرآن است (يَتَسَاءَلُونَ) مراد از تساؤل بحث کردن عبث است خود را دانستن مقصد نیست (عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ) مراد از نباءِ عظیم بعث بعدالموت است از سببی که خبر قیامت بسیار بزرگ و گران است در آسمانها و زمین یا مراد از آن قرآن و توحید است مانند در سوره ص (۶۷) (مُخْتَلِفُونَ) کسانی تصدیق میکنند و کسانی انکار ، و کسانی میگویند که صرف ارواح بعث میشوند و کسانی میگویند که بعث برای مدت کم میباشد - و در باره اختلاف این است که میگویند این سحر است ، کهانت است ، شعر است ، کلام مجنون است ، خواب ها است ، افتراء است -
[۵،۴] در این با زجر تخویف است و كَلَّا، هر دو ردعیه است و مرجع آنها جدا جدا است كَلَّا اول ردع تساؤل است و دوم ردع اختلاف است و تکرار (سَيَعْلَمُونَ) برای کثرت عذاب ها است یا اول اشاره به عذاب دنیوی است و دوم اشاره به عذاب اخروی است و احتمال است که كَلَّا به معنی حقا باشد -
[۸،۷،۶] و در اینجا ده انعامات را ذکر میکند و مقصد در آن اظهار قدرت بر بعث بعدالموت است از سببی که این قدرت بر این امور بزرگتر است از قدرت بر دوباره زنده کردن - انعام اول این است (أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا) آماده شده است برای استراحت و سکون مانند مهد (گهواره) برای طفل - انعام دوم (وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا) این نیز به طریقه تشبیه است یعنی همانند میخ ها که به آن زمین را استوار داشته است تا حرکات اضطرابی نکند و چنانچه چیزی از حصه میخ بیرون است و چیزی از حصه داخل است (گور میباشد) چنین حصه از کوها بیرون است و حصه آن در داخل زمین است - انعام سوم (وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا) ازواج اقسام مختلف و اشکال مختلف و یا به جفت مذکر و مونث گفته میشود -