عَمَّ ۱۴۸۴ اَلنَّازِعَات
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا ﴿۱﴾ وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا ﴿۲﴾ وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا ﴿۳﴾ فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا ﴿۴﴾ فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ﴿۵﴾
قسم به آن ملائک که میکشند روح کافران را به سختی ﴿۱﴾
و قسم به ملائک که می گشایند روح مومنان را به آسان گشادنی ﴿۲﴾
و قسم است به ملائک شنا کنندگان که شنا میکنند به شنا کردن ﴿۳﴾
باز پیش میشوند به حکم اللّه تعالٰی سبقت کنندگان ﴿۴﴾
باز انتظام کنندهٔ بعضی کارها اند ﴿۵﴾
ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول در سوره پیش سخت زجر بود بر منکرین بعث حالا در این سوره تخویف دنیوی است به واقعه فرعونیان - وجه دوم در آن سوره برای اثبات بعث دلایل عقلی بود در این سوره به همراه دلایل شواهد را نیز ذکر میکند -
دعویٰ این سوره: اثبات قیامت است به شواهد و به هیبت ها و تخویف دنیوی و با دلایل و آسماء حسنیٰ در آن سه و صفات فعلیه در آن ده ذکر است -
خلاصه سوره:
اول پنج شواهد را ذکر کرده است باز پنج احوال حشر تا (۱۰) باز در پنج آیات زجرها است باز تخویف دنیوی با واقعه فرعونیان است در ده آیات باز ده دلایل عقلی است الی (۳۳) باز تخویف اخروی است به ذکر چهار احوال قیامت ، به همراه ذکر سبب که طغیان است باز بشارت است به ذکر سبب آن در (۴۱) باز زجر به چهار طریقه است با سوال و جواب الی اخیر سوره -
[ار ۱ الی ۵] این قسم ها برای شهادت است و مقسم بهِ آن چیزهای است که این پنج صفات آنهاست و صفات را بجای موصوف قائم کرده است و صفات را از این سبب ذکر کرده است که این صفات را دخل در شهادت است صرف به ذوات نیست - باز در این اختلاف است از مفسرین بعضی گفته اند که این صفات برای یک موصوف است و عطف صفت بر صفت مشهور است پس بنابر این قسم یکی است - یعنی اول واو قسمیه است و دو واو های مابعد و دو فاها برای عطف است - و بعضی گفته اند که این صفاتی موصوف های جدا جدا است پس پنج قسم شد - باز به قول اول (که موصوف آن یکی شود) در آن مشهور پنج اقوال است اول اینکه این همه صفات ملائک اند که بر قبض ارواح مقرر اند - دوم اینکه این صفات اسپ های حمله کننده اند مانند والعادیات آه - سوم این صفات مردمان نیکو اند که دعوت و تبلیغ دین حق را میکنند - چهارم این صفت ستاره ها است - پنجم این صفات ارواح مردمان نیکان است و علاوه از این دیگر اقوال غیر مشهور نیز است - رای مفسر ابن جریر این است که دلیل قطعی بر تعین هیچ یک موصوف نیست پس این صفات که به هر یک موصوف مناسب بود (و از شان قرآن دور نباشد) آن همه مراد شده میتواند و از ابن عطیه علامه الوسی نقل کرده است که برای من خلاف معلوم نیست در این سخن که از مراد از این ملائک است و الوسی گفته است که پنهان نباشد که اکثر این اقوال لایق نیست به شان عظمت قرآن خصوصاً حمل کردن این صفات بر ستاره ها قول باطل نجومیان و فلاسفه را تائید میکند که آنها برای ستاره ها تاثیر را ثابت میکنند همچنین حمل کردن بر ارواح نیکان و بزرگان عقیده مردم کم عقل را تائيد میکند که آنها عقیده دارند که اولیاء کرام بعد از مرگ نیز در عالم تصرف میکنند یعنی مریضان را شفا میدهند به غرق شدگان نجات میدهند و در مقابله دشمنان مدد میکنند به این عقیده که اللّه تعالٰی این تصرفات را به آنها سپرده است و بعضی اینها را به پنج اولیاء خاص میکنند و این همه جهل است (بلکه شرک صحیح است از سببی اینکه مخلوق را در صفات اللّه تعالٰی بهره دادن است) -