عَمَّ ۱۵۲۴ اَلْفَجْر
وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾ وَلَيَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿۳﴾ وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ ﴿۴﴾ هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ ﴿۵﴾ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿۶﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿۷﴾ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿۸﴾
قسم است به وقت صبح ﴿۱﴾
و بر شبهای ده گانه ﴿۲﴾
و بر جفت و تاق ﴿۳﴾
و قسم به شبی وقتیکه روان شود ﴿۴﴾
هرآئینه است در این حصه کامل صاحبان عقل را ﴿۵﴾
آیا ندیدی که چه کار کرد رب تو با قوم عاد ﴿۶﴾
که ارم است دارای ستونهای بزرگ ﴿۷﴾
ایشان چنان اند که آفریده نشده مثل ایشان در تمام شهرها ﴿۸﴾
ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در پیش تخویف به عذاب اخروی ذکر شد در این سوره طریقه نجات یافتن از عذاب را ذکر میکند که آن تضرع کردن به اللّه تعالٰی در اوقات مبارکه است وجه دوم این است که در پیش عذاب اخروی ذکر شد در این نمونه های عذاب دنیوی را ذکر میکند -
دعویٰ این سوره: ترغیب به تضرع الی اللّه در اوقات مبارکه است به همراه اجتناب از مرض و سبب مرض - مأخذ دعویٰ در پنج است و مرض در (۱۲،۱۱) ذکر است و اسباب مرض در (۲۰،۱۹،۱۸،۱۷) ذکر است و از اسماء اللّه تعالٰی رب را هشت بار ذکر کرده است برای اثبات توحید ربوبیت -
خلاصه سوره:
بر پنج اوقات مبارکه قسم ذکر است و دعوی سوره تا (۵) است باز تخویف دنیوی است برای هر که تضرع الی اللّه نمی کند به ذکر سه قوم مکذبین که عاد بود که بر قوت جسمی تکبر میکرد وثمود بود که تکبر میکرد به قوت مکانها و صنعت و فرعون بود که تکبر میکرد به قوت پادشاهت در (۱۰) باز مرض ذکر شد که طغیان و فساد است در (۱۲،۱۱) به همراه عذاب در (۱۴،۱۳) باز زجر به محبت دنیا است که آنرا سبب کرامت و اهانت میدانند تا (۱۶) و از سبب این محبت دنیوی چهار اوصاف قبیحه (که آنها امراض است) که ذکر کرده است تا (۲۰) - باز تخویف اخروی به هشت وجوه است تا (۲۶) و بشارت با شش وجوه تا اخیر است -
[۲،۱] این قسم اول است و فجر معلوم است که به صبح گفته میشود لیکن در مراد آن اقوال بسیار است (۱) فجر هر روز (۲) فجر یوم النحر (۳) فجر یوم عرفه (۴) صلوة فجر (وَلَيَالٍ عَشْرٍ) این قسم دوم است و مراد از فجر ده روز و شب ماه ذوالحجه است یا مراد از آن ده روز آخری رمضان است -
[۳] (وَالشَّفْعِ) آن عددی است که پوره تقسیم شده میتواند مانند دو چهار وغیره (یعنی جفت) و وَتره آن است که پوره تقسیم نمی گردد مانند یک ، سه وغیره (یعنی غیر جفت) و در مراد آن بسیار اقوال مفسرین است - اول اینکه مکان های حج مراد است یعنی بیت اللّه و جمرات و عرفه و منی و مزدلفه همه وتر وتر است وصفا و مروه شفع است - دوم اینکه در اعمال حج دو نوع است طواف ، سعی ، رمی جمرات وتر وتر است و رکعتان طواف شفع است سوم اینکه مراد نماز هاست یعنی دو ، چهار رکعت شفع است و سه یک رکعت وتر است -
[۴] این قسم پنجم است مراد از اللَّيْلِ هرشب است که میگذرد و وقت تهجد است - لفظ یسر دلالت میکند که این قول بهتر است -
[۵] این جواب قسم است و هَل به معنی اِنَّ است - ذَلِكَ ، ذالک اشاره به سوگندهای پنجگانه است با تاویل مذکور (قَسَمٌ) به معنی حلف است و خازن گفته است که به معنی مکتفی است یعنی این سوگندها به صاحبان عقل فایده میدهد آنها بر این سوگندها اکتفاء و باور میکنند یا قسم به معنی قِسم است به معنی حصه یعنی در این اوقات مبارک صاحبان عقل حصه یافته میتوانند - و در این اوقات به اللّه تعالٰی عاجزی و تضرع میکنند (حِجْرٍ) در اصل به آن چیزی گفته میشود که منع کردن میکند و به عقل به این سبب گفته میشود که عقل نیز منع کننده است از قبایح و از وقت گذراندن عبث و از محبت کردن به دنیا -
[۸،۷،۶] بعد از ذکر حال تضرع کنندگان حال متکبرین را به طریقه تخویف دنیوی ذکر میکند و سه نمونه آنها را ذکر میکند اول آن قومیکه که استکبار آنها به کثرت مال و قوت جسم های آن یعنی عادیان (بِعَادٍ) عاد این نام یک پدر کلان ایشان بود باز نام قبیله شد (إِرَمَ) اشاره است که این عاد اولی است از سببی که عاد پسر ارم و او پسر خوض و او پسر سام و او پسر نوح علیه السلام است (ذَاتِ الْعِمَادِ) معنی این است که آنها اکثر در چنین خیمه ها زندگی میکردند که بر ستون ها ایستاد میبود یا اینکه جسم های ایشان بلند بلند مانند ستونها بود -