عَمَّ ۱۵۳۱ اَلشَّمْس
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿۱﴾ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿۲﴾ وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿۳﴾ وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ﴿۴﴾ وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿۵﴾
قسم است به آفتاب و به روشنی آن د ر وقت چاشت ﴿۱﴾
و سوگند به ماه چون بیاید پس از آفتاب ﴿۲﴾
و قسم است به روز چون اشکار کند آفتاب را ﴿۳﴾
و قسم است به شب چون پنهان کند آفتاب را ﴿۴﴾
و قسم است به آسمان و بر او که ساخته است آسمان را ﴿۵﴾
ربط: این سوره با ماقبل از چندین وجوه است وجه اول این است که در سوره پیش دو نوع انسانها را ذکر کرد در این سوره فرق عاقبت را در میان آنها ذکر میکند - وجه دوم این است که در آن سوره زجر بود بر طغیان کنندگان این امت در این سوره ذکر است طاغیان امت های گذشته که ثمودیان است -
دعویٰ این سوره: تفرقه میان عاقبت دو گروه است به همراه تخویف دنیوی به یک گروه ، و اللّه تعالٰی دو نام خود را ذکر کرده است - اللّه ، رب و هفت صفات فعلیه اللّه تعالٰی برای معرفت اللّه تعالٰی است -
خلاصه سوره:
در اول چهار شواهد را ذکر میکند برای دعویٰ سوره الی (۱۰) باز تخویف دنیوی به واقعه ثمودیان طغیان و تکذیب و عقر آنها ذکر است و از جانب اللّه تعالٰی دمدمه و تسویه ذکر شده است -
[۲،۱] این سه سوگند است سوگند اول (وَالشَّمْسِ) است در قرآن کریم و سنت که چقدر صفات و منافع شمس را ذکر کرده است و یا که با عقل سلیم و حواس کدام فواید آن اشکار شده است در این لفظ به همه آن اشاره است - سوگند دوم (وَضُحَاهَا) به ضُحیَ به روشنی زیاده گفته میشود که در وقت چاشت روشنی آن زیاده میشود در وقت چاشت روشنی آفتاب زیاده میشود و گرمی آن کم میباشد پس نفع آن بر ضرر زیاده میباشد - سوگند سوم (وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا) مراد از این شب اول ماه است وقتیکه آفتاب در مغرب غایب شود در این قوت ماه اشکار میشود و باز در پشت آفتاب زود غایب میشود و در این وقت روشنی آن نیز بسیار کم میباشد یا مراد از آن ماه شب چهاردهم است وقتیکه آفتاب در مغرب غروب کند در این وقت ماه از مغرب اشکار میگردد لیکن باز هم روشنی آن از آفتاب کم است -
[۴،۳] دراین نیز دو سوگند است - سوگند چهارم (وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا) ضمیر به شمس راجع است و نسبت تجلیه آفتاب به نهار از این سبب است که در وقت نهار خوب اشکار شده است و در این قید اشاره است که فواید نهار نیز زیاده است لیکن فواید زیاد آنوقت است که آفتاب اشکار باشد ابر نباشد از این سبب تخصیص این وقت را کرد - سوگند پنجم (وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا) هر چه پنهان کردن شب است روشنی آفتاب را لیکن به تدریج است یعنی آفتاب غائب شود سرخی باقی میماند سرخی که غایب شود پس سفیدی باقی میباشد باز که سفیدی غایب شود تمام سیاه تاریکی میشود -
[۶،۵] سوگند ششم (وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا) آسمان مشتمل بر منافع بسیار است به تمام آن اشاره است از سببی که وَمَابناها را به عطف ذکر کرده است - سوگند هفتم (وَمَا بَنَاهَا) است یعنی آسمان به همراه صفت بنا آن (وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا) این سوگند هشتم و نهم است - مراد از طَحَا گستردن به همراه بر آوردن بوته ها و خزانه ها و چینه هاست و دَحَا صرف به معنی گستردن است -