عَمَّ ۱۵۴۱ اَلتِّیْن
وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ﴿۱﴾ وَطُورِ سِينِينَ ﴿۲﴾ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ﴿۳﴾ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿۴﴾ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ﴿۵﴾
قسم است به انجیر و زیتون ﴿۱﴾
و به طور سبز کامل (یا دارای روشنی) ﴿۲﴾
و (قسم است) به این شهر ایمن ﴿۳﴾
هرآئينه ما آفریدیم انسان را در در اندازه بسیار نیکو (که فطرت توحید است) ﴿۴﴾
باز ما باز گردانیدیم او را به فروتر از فروترین ها ﴿۵﴾
ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در سوره پیش ترغیب دادن به دعوت بود در این سوره مقصد دعوت را ذکر میکند که آن توحید است -وجه دوم این است که در آن سوره شان نبی صل اللّه وعلیه وسلم ذکر بود و در این سوره شان انسانهای عام را ذکر میکند -
دعویٰ این سوره: اثبات توحید است که بر آن انسان فطرةً آفریده شده است در (۸،۴) و اثبات روز جزا را تفریعاً ذکر میکند در (۷) - و یک اسم اللّه تعالٰی و دو صفات فعلیه آن در آن ذکر است -
خلاصه سوره این است:
که اول شواهد را ذکر کرده است باز دعوی سوره است الی (۴) باز تقسیم انسان به دو انواع برای یکی تخویف در (۵) و برای دیگری بشارت است در (۶) باز اثبات قیامت بطور تفریع بر ماقبل در (۷) باز تصریح بر دعویٰ توحید است در (۸) -
[۱] (وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ) این دو سوگند به طریقه شهادت است -
[۲] این سوگند سوم است (طُورِ) به هر آن کوه گفته میشود که سبز باشد ، و نام آن کوه است که مهبط وحی موسیٰ علیه السلام بود و (سِينِينَ) نیز به کوه گفته میشود که در آن درخت های میوه دار باشد یا سنین نام آن جای است که در آن (کوه) طور موجود است - در اینجا نیز آن کوه مراد است که در آن به موسیٰ علیه السلام وحی آغاز شده بود - و میقات های آن در پهلوی آن میشد از سببی که آن کوه پر از بسیار منافع است یا مراد موسیٰ علیه السلام است به طریقه ذکر مکان و مراد از آن مکین -
[۳] این سوگند چهارم است و مراد از این مکه مکرمه است که در آن ابراهیم علیه السلام کعبه را بنا کرد و دعا خواسته است برای امن او و در آن شهر وحی به خاتم النبین صل اللّه وعلیه وسلم آغاز شده است پس اینجا مراد نفس شهر مکه مکرمه است یا ابراهیم علیه السلام یا محمد صل اللّه وعلیه وسلم مراد است و به طریقه ذکر مکان و مراد از آن مکین -
[۴] این جواب قسم است (الْإِنْسَانَ) مراد از آن هر انسان است (فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ) تقویم به معنی قوام است ساخت مراد است و ساخت جسم ظاهری و ساخت باطنی روحانی هر دو احسن است ساخت باطنی این است که هر انسان به فطرة توحید آفریده شده است مانند در سوره روم (۳۰) ذکر است - و در حدیث صحیح وارد است كُلُّ مَوْلودٍ يُولدُ عَلَى الفِطرَةِ - (هر بچه بر توحید آفریده میشود) و ساخت جسمی این است که دارای قد راست است دست و پاهای آن جدا جدا است - با دست خوراک میکند زیبا صورت آن است -
فائده: مناسبت میان سوگند ها و جواب سوگند ها این است به اعتبار توجیه اولی (که تین زیتون طور و مکه مراد شود) که در این چیزها اللّه تعالٰی به چه انواع فواید بی شماری پیدا کرده است و آنها نمونه های قدرت اللّه تعالٰی است لیکن مردمان بعدی به دو نوع اند کسانی از اینها نفع میگیرند و نمونه های قدرت اللّه تعالٰی میدانند و کسانی ضایع و عبث میدانند همچنین اللّه تعالٰی انسان را بر عقیده توحید آفریده است لیکن کسانی بر این عقیده باقی میمانند و کسانی از آن میگردند به یهودیت ، نصرانیت و به مجوسیت وغیره همچنین انسان یک نمونه عظیم برای قدرت اللّه تعالٰی است چنانچه حکماء گفته اند که انسان عالم صغیر است - و به اعتبار توجیه دوم (که از آن پنج انبیاء مراد شود) یعنی نوح علیه السلام عیسیٰ علیه السلام موسیٰ علیه السلام ابراهیم علیه السلام و محمد صل اللّه وعلیه وسلم که برای مسئله توحید در این مکانات به چه اندازه تکالیف گذشتانده اند و دعوت توحید را کرده اند این شاهد بر این است که انسان در اصل بر توحید آفریده شده است لیکن از سبب عوارض دیگر بعضی انسانها توحید را ترک میکنند -
[۵] وقتیکه مراد از الْإِنْسَانَ تمام (جنس) انسانها بود حالا در آن تقسیم میکند یک قسم آنهای اند که ایشان توحید را ترک کردند و در کفر و شرک گرفتار شدند (دین فطری را تبدیل دادند) در این آیت برای آنها تخویف است (أَسْفَلَ سَافِلِينَ) در این دو قول مفسرین است اول اینکه مراد از این ارزل عمر است که بعد از علم و عقل دوباره جاهل و نادان میگردد - قول دوم این است که مراد از آن آتش جهنم است و این قول بهتر است -