عَمَّ ۱۵۶۰ اَلْهُمَزَة
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ﴿۱﴾ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ ﴿۲﴾ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ﴿۳﴾
هلاکت است بر هر یک پشت سر بد گوینده و روبرو طعن کننده ﴿۱﴾
او که جمع میکند مال را و میشمارد آنرا ﴿۲﴾
می پندارد هرآئينه مالش جاویدان نگه میدارد او را ﴿۳﴾
ربط: سوره با پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در آن سوره چهار صفات فائزین (غیر خاسرین) ذکر شد در این سوره چهار صفات خاسرین را ذکر میکند - وجه دوم این است که در آن سوره زجر با خسران بود و در این سوره تخویف اخروی برای اهل خسران است -
دعویٰ این سوره: زجر به اوصاف قبیحه است به همراه تخویف اخروی و در این سوره نام اللّه تعالٰی یک بار ذکر است -
خلاصه سوره:
اول زجر است و چهار اوصاف قبیحه را ذکر میکند در (۳،۲،۱) باز تخویف اخروی به شش طریقه است -
فائده: در سوره اشاره است که دشمن قرآن آن دنیا پرست است که این چهار اخلاق در آن موجود است -
[۱] (لِكُلِّ) این لفظ دلیل است که این آیت عام است به هر کسی که این صفات در آن موجود است (هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ) هُمَزَةٍ کسی است در پشت سر بر کسی عیب جوئي میکند به طریقه غیبت یا بهتان و لُمَزَةٍ اوست که روبرو عیب جوئي و طعن میکند - و مراد از این آن کسانی اند که مخالفت قرآن و اهل توحید را به این دو طریقه میکنند -
[۲] در این وصف سوم است و مانند علت برای پیش است یعنی از سبب محبت مال همز و لمز میکند (وَعَدَّدَهُ) یعنی از سبب محبت هر وقت شمار میکند تا کم نشود یا از عُدَّة ماخوذ است یعنی برای حوادث آماده می ماند و آن مال را دفع کننده مصائب و حوادث میداند -
[۳] این وصف چهارم است و در این دو توجیه است یکی اشکار است یعنی در محبت مال چنان مشغول است گویا که او فکر میکند که من در دنیا برای همیشه هستم و آخرت را یاد نمیکند - توجیه دوم اشاره است که خلود نعمت های (یعنی جنت) البته به ایمان و عمل صالح حاصل میگردد و فکر آنها این است که با ثروتمندی جنت را حاصل کند ، نسفی در تفسیر مدارک و شربینی در سراج المنیر این توجیه را ذکر کرده است -