عَمَّ ۱۵۶۲ اَلْفِیْل

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿۱﴾ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿۲﴾

آیا نمی بینی که چه کار کرد رب تو با اصحاب فیل ﴿۱﴾
آیا نگردانید مکر ایشان را بی حاصل ﴿۲﴾

سوره الفیل

ربط: این سوره با سوره پیش با دو وجوه است وجه اول این است که در آن سوره زجر و تخویف اخروی برای مخالفین بود در این سوره تخویف دنیوی برای آنها است - وجه دوم این است که در آن سوره مخالفت از حق به سبب دنیا پرستی ذکر شد در این سوره مخالفت از حق به سبب اقتدار دنیوی ذکر میکند -
دعویٰ سوره این است: در این تخویف دنیوی برای مخالفت کنندگان حق به سبب اقتدار دنیوی است - ویک نام اللّه تعالٰی (رب) را ذکر کرده است -
خلاصه سوره: اول عظمت شان عذاب اصحاب فیل است در (۱) و هلاکت مکر ایشان را در (۲) ذکر میکند و تفصیل عذاب آنها در (۵،۴،۳) است -
فائده: ذکر اصحاب فیل (که اراده منهدم کردن بیت اللّه را کرده بودند و بر آنها عذاب الٰهی آمد) به طریقه مثال و عبرت است یعنی هرکه در باره بیت اللّه چنین اراده دارد یا کعبه (قبله) دیگر میسازد یا به کدام مرکز دینی دیگر دشمنی میکند و کوشش خراب کردن انرا میکند عاقبت آنها نیز عذاب است بطور خاص آن اهل اقتدار که برای نجات و ترقی حکومت باطل خود کوشش برای برکندن دین حق و یا کوشش مقابله قرآن را میکنند -

تفسیر

[۱] قصه اصحاب فیل را مفسرین به تفصیل نوشته اند - مختصر این است که ابرهه بن الصباح ابویکسوم که به الاشرم مشهور بود (در یک جنگ بینی و دهن و روی او پاره شده بود از این سبب برای او اشرم گفته میشد) والی یمن بود و نصرانی بود برای خوش ساختن پادشاه حبشه (که او نیز نصرانی بود) در صنعاء یمن یک قصر بلند ساخت و او کنیسه (معبد) ایشان بود - و مردم برای آن القلیس میگفتند از سبب بسیار بلندی از سببی که کسی که به سرآن میدید کلاه از سر آن میافتاد و ابرهه اعلان کرد که برای آینده در اینجا برای حج بیائید و به کعبه نروید در یک روایت آمده است که یک شخص عرب رفت از سبب خشم در آن کنیسه قضای حاجت کرد و در روایت دیگر آمده است که بعضی تاجران عرب برای تجارت آنجا رفته بودند در پهلوی آن کنیسه آتش را برای پختن روشن کردند باد وزید و آن آتش به آن کنیسه رسید و آنرا سوختاند ابرهه بر این کار بسیار خمشگین شد و سوگند خورد که من کعبه را منهدم میکنم به این اراده فیل را روان کرد و لشکر بسیار نیز با او بود لیکن چون در میان مزدلفه و منیٰ به وادی محسر نزدیک شدند اللّه تعالٰی بر ایشان پرنده های خطاطیف و بلسان (که به آنها ابابیل گفته میشود) فرستاد که در پنجال و منقار های ایشان سنگها بود و ایشان را به آنها زدند و ایشان چنان هلاک شدند که جسم های ایشان ذره ذره و بدبو شد و در روایات اکثر آمده است که این واقعه از واقعه تولد نبی صل اللّه وعلیه وسلم پنجاه روز پیش بود این برای نبوت نبی صل اللّه وعلیه وسلم یک ارهاص بود (آن کار خرق عادت که برای نبی پیش از نبوت آن اشکار شود) (كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ) در کیف اشاره به دلایل کمال قدرت و علم اللّه تعالٰی است و بر شرافت بیت اللّه تعالٰی از این سبب اول این فعل را اجمالی ذکر کرد (بِأَصْحَابِ الْفِيلِ) الفیل اسم جنس است یک فیل بود یا فیلان بسیار بود به اختلاف روایات -
[۲] در این تفصیل فعل است (كَيْدَهُمْ) مکر و تدبیر برای منهدم کردن کعبه و برای ذلیل کردن اهل مکه به آوردن فیلان وبا جمع کردن لشکر بسیار -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>