عَمَّ ۱۵۶۴ اَلْقُرَیْش

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿۱﴾ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿۲﴾ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ ﴿۳﴾

تعجب به کار است به محبت قریش (به دنیا) ﴿۱﴾
محبت ایشان به سفر زمستان و تابستان ﴿۲﴾
پس باید پرستش را خاص کنند به رب این خانه ﴿۳﴾

سوره قریش

ربط: این سوره به سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در آن سوره تخویف دنیوی به دشمنان بیت اللّه بود در این سوره دعوت توحید است برای ادای شکر مجاورین بیت اللّه - وجه دوم این است که در سوره پیش تخویف دنیوی بود در این سوره زجر است -
دعویٰ این سوره: زجر به محبت دنیا است و دعوت به توحید است و یک نام اللّه تعالٰی (رب) ذکر است و دو صفت فعلیه ذکر است -
خلاصه سوره این است: اول زجر به محبت دنیا است عموماً در (۱) باز به سفرهای در محبت دنیا خصوصاً در (۲) باز دعوت به توحید فی العبادة است در (۳) باز ذکر دو نعمت به طریقه دلیل توحید است در (۴) -

تفسیر

[۱] در این زجر به قریش بر الفت کردن دنیا است قول بهتر این است که لام برای تعجب است یعنی تعجب کنید به محبت کردن قریش با دنیا و ابن جریر گفته است که این قول درست و صحیح است ، و بنابر این قول این زجر برای قریش است بر محبت به مال دنیا - قریش، این اولاد بن نضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن نضر بود و کسیکه از اولاد نضر نیست او قریش نیست ودر حدیث امام بخاری وارد است که رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم فرموده است که به تحقیق اللّه تعالٰی پسندیده بود کنانه را از اولاد اسماعیل علیه السلام و پسندیده است قریش را از اولاد کنانه و پسندیده است بنی هاشم را از قریش و پسندیده است مرا از بنی هاشم پس معلوم شد که نسب قریش از همه نسب های دنیا اشرف و افضل است (به شرط ایمان) -
[۲] این تخصیص بعد التعمیم است - از امام مالک رحمه اللّه نقل است که سال به دو حصه تقسیم است زمستان و تابستان و ربیع و حریف در آن عارضی است به آن اعتباری نیست (رِحْلَةَ الشِّتَاءِ) آنها در موسم زمستان به یمن سفر میکردند که او وطن گرم بود (وَالصَّيْفِ) در موسم تابستان به شام سفر میکردند که او وطن یخ بود و در این سفرها یک غرض این بود که مردم احترام و اکرام آنها را میکردند از این سبب که مجاورین خانه اللّه تعالٰی و دارای نسب کلان اند بسیار نذرانه و تحفه میدادند و غرض دوم تجارت کردن بود و غرض سوم از گرمی و سردی محفوظ شدن بود -
[۳] این دعوت به توحید فی العبادت است و ترک شرک کردن است (فَلْيَعْبُدُوا) عبادت های ظاهری در مشرکین بود نماز ، روزه ، عاشوری ، حج ، عمره ، طواف ها ، در مال به نام اللّه تعالٰی حصه مقرر کردن ، صدقه دادن ، دیت ، قسامة قصاص وغیره و دیگر امور شرعیه که بر آن نصوص قرآن و حدیث و تاریخ عرب شاهد است لیکن ایمان و توحید در آنها نبود پس مراد از عبادت اینجا توحید است (رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ) در لفظ اشاره است که در آنها توحید ربوبیت (خالق و مدبر دانستن) بود - واضافت را بر بیت خاص کرد یکی از آن سبب به نعمت (که در سوره فیل ذکر شد) اشاره است که این خانه را اللّه تعالٰی محفوظ نگهداشته است اصنام (بتان) شما را در آن هیچ دخلی نیست -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>