عَمَّ ۱۵۶۶ اَلْمَاعُوْن
أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ﴿۱﴾ فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ﴿۲﴾ وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿۳﴾
آیا خبر هستی کسی را که دروغ می شمرد دین را ﴿۱﴾
پس آن کسی است که میراند یتیم را ﴿۲﴾
و ترغیب نمی دهد بر طعام دادن مسکین ﴿۳﴾
ربط: این سوره با پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در سوره پیش دعوت عبادت ذکر شد در این سوره جواب وهم مشرکان است آن این است که ما عبادت میکنیم (نماز میخوانیم ، خیرات ها میکنیم) حاصل این است که از سبب تکذیب دین این عبادات ایشان ضایع است - وجه دوم این است که در سوره پیش زجر بود بر محبت دنیا در این سوره زجر است به آن صفات قبیحه که از محبت دنیا بوجود می آید - وجه سوم این است که پیش زجر بود به دشمنان دین دارای صفات خاص در این سوره زجر به مکذبین عوام و دشمنان زجر است -
دعویٰ این سوره: زجر بر صفات قبیحه مکذبین است -
خلاصه سوره این است:
اول زجر است به تکذبب بالدین در (۱) باز تعریف آن به دو صفات قبیحه است در (۳،۲) باز جواب وهم است که این مکذب البته نماز می خواند در (۴) باز جواب وهم دیگر است که او البته صدقات میکند در (۶،۵) پس تمام صفات قبیحه شش است -
[۱] (أَرَأَيْتَ) یعنی مکذب بالدین تلبیس میکند و میگوید من البته دین را قبول دارم لیکن شما (ای مومنان) دین را قبول ندارید (مخالف طریقه آباء هستید) برای زائل کردن این تلبیس گفته شد که آیا مکذب را میدانی - اگر نمیدانی پس بیا و بشنو (بِالدِّينِ) این عام است برای هر کسی که این را میشنود -
[۲] فا جزاء شرط محذوف است یعنی فان لم تعرفه (فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ) دَعَّ به زبر دفع کردن است و مراد از آن منع کردن حق یتیم است خوردن مال او به طریقه باطل ، بر او ظلم کردن ، در میراث به او حصه ندادن و این همه عادات جاهلیت بود و حاصل این صفت آن است که او ظالم است -
[۳] (طَعَامِ الْمِسْكِينِ) مشرکان طعام میدهند به مجاوران معبودان خود و آنرا ثواب بزرگ میداند و بنام اللّه تعالٰی طعام نمیدهد بلکه بهانه میکند و حاصل صفت آن است که او بخیل است -