عَمَّ ۱۵۷۲ اَللَّهَب
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ﴿۲﴾ سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿۳﴾
هلاک شد هر
دو دست ابی لهب و هلاک شد ﴿۱﴾
نفع نداد اورا مالش و آنچه کسب کرده بود ﴿۲﴾
بزودی در آید به آتش شعله ور ﴿۳﴾
ربط: این سوره با سوره پیش از چندین وجوه است وجه اول این است که در سوره پیش بشارت ها ذکر شد پس سوال آمد که در مقابل دشمن سخت است که از دین منع میکند پس این بشارت ها نفع کامل نمی دهد در این سوره بشارت است به هلاک کردن چنین دشمن تا ممانعت از پیش روی پس شود باز مردم در دین داخل خواهند شد -وجه دوم اینکه تخویف بعد از بشارت است چنانچه در قرآن کریم اکثر تخویف و بشارت یکی بعد دیگری ذکر میشود -
دعویٰ این سوره: تخویف دنیوی و اخروی است به ذکر ابولهب بطور مثال -
خلاصه سوره:
اول تخویف دنیوی در (۱) است باز ذکر این سخن است که به مال و اولاد دفع عذاب شده نمی تواند در (۲) باز تخویف اخروی به مرد و زن در (۳) باز ذکر اعمال بد و حالات آن زن در (۴) -
[۱] (تَبَّتْ) اینجا به معنی هلاکت و خالی شدن از هر خیر است - و این لفظ دعا شر است (يَدَا) ذکر این سببی است که او به این دستهای خود بالای نبی صل اللّه وعلیه وسلم افکندن سنگها کرده بود چنانچه در روایت طارق المحاربی است که در روح المعانی و تفسیر قرطبی ذکر شده است و قاعده در قرآن و حدیث و عربیت این بود که گناه از کدام عضو صادر شده باشد نسبت به او میگردد و بسیار مثال های آن است - روایت صحیحین و مسند احمد و ترمذی این است که از ابن عباس رضی اللّه عنهما روایت است وقتیکه آیت (أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) نازل شد نبی صل اللّه وعلیه وسلم به صفا (کوه) بالاشد و آواز میداد ای بنی فهر بنی عدی (خاندانهای قریش) تا آنکه آنها جمع شدند و کسی که خودش آمده نمی توانست قاصد خود را روان کرد که ببیند که چه سخن است و ابولهب و دیگر قریش آمدند نبی صل اللّه وعلیه وسلم فرمود فکر کنید اگر من شما را خبر دهم که عساکر سواره دشمن روان است در این وادی و بر شما حمله میکند آیا شما سخن مرا قبول خواهید کرد همه گفتند بلی ، نکرده ایم ما تجربه بر تو مگر از سخن راستین او فرمود من شما را میترسانم (به بیان توحید) پیش از آمدن عذاب سخت ابولهب برایش گفت تبالک سائِرَالیَوم اَلِهٰذَا جمعتنا (أَبِي لَهَبٍ) این اسم کنیت است و نام اصلی آن عبدلعزیٰ بن عبدالمطلب بود عمو خود نبی صل اللّه وعلیه وسلم بود - ذکر کردن اسم کنیت بسیار سبب دارد اول اینکه به این نام بسیار مشهور بود - دوم اینکه روی او سرخ بود مانند شعله آتش - سوم اینکه اللّه تعالٰی نمی خواهد که نام شرک (عبدالعزیٰ) در قرآن کریم ذکر شود (سوال) دیگر دشمنان نبی صل اللّه وعلیه وسلم نیز بود ذکر ابولهب را به کدام سبب خاص کرد؟ جواب اول: دشمن سخت اوست که در کار آدمی ممانعت بوجود می آورد ابولهب در هرجای در کار نبی صل اللّه وعلیه وسلم ممانعت بوجود می آورد چنانچه پیش ذکر شد - جواب دوم: این است که در تخصیص آن به صفات خاص اشاره است که آنها در این وقت در دشمنان دیگر موجود نبود یعنی قریشی ، هاشمی ، شکل زیبا ، ثروتمند ، فرزندان و زن آن تابع آن ، اشاره است اگر چه چنین صفات در یک انسان موجود باشند و در نزد اهل دنیا بسیار باعزت و اشرف باشد لیکن وقتیکه از نبی صل اللّه وعلیه وسلم مخالفت میکند پس عاقبت دنیا و آخرت آن هلاکت است (وَتَبَّ) اول هلاکت دستها ذکر شد با این هلاکت تمام بدن او ذکر شد - و قصه هلاکت آنرا قرطبی ذکر کرده است از ابو رافع که غلام عباس رضی اللّه عنه بود او گفته است که بعد از واقعه بدر (هفت شب) بر ابولهب مریضی (عدسه) آمد که به آن چیچک گفته میشود از سبب آن مرد و سه روز افتیده بود پسران نیز او را دفن نمی کردند که بدبو کرد باز او را دور انداختند تا مریضی عدسه برای آنها انتقال نکند و در بالای مکه معظمه (به ذریعه دهاتیان) بردند و به یک دیوار ایستاده کردند و در سنگها پوشانیدن - (العیاذ باللّه) -
[۲] (مَالُهُ) اشاره است که او ثروتمند بود و اغناء مال دو نوع میباشد یکی آنکه از سبب (صفت) ثروتمندی رعایت او کرده شود دوم اینکه مال را در فدیه دهد و از عذاب نجات یابد این هر دو نوع در اینجا نفی است و (كَسَبَ) عام است به اولاد شامل است از سببی که در حدیث ابوداؤد آمده است که ولد نیز کسب انسان است - و همچنین مرتبه او و وجاهت و پیروان و کیدها در مخالفت نبی صل اللّه وعلیه وسلم و آن مالی را که در تجارت وغیره کسب کرده یا آن اعمالی که او گمان میبرد که اعمال نیکو است چنانچه منقول است که او در مژده ولادت نبی صل اللّه وعلیه وسلم کنیز خود را آزاد کرده بود لفظ کسب به همه اینها شامل است -
[۳] این تخویف اخروی است -