عَمَّ ۱۵۷۴ اَلْاِخْلَاص
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾
تو بگو اللّه تعالٰی یک یگانه است ﴿۱﴾
ربط: این سوره با سوره پیس به چهار وجوه است وجه اول این است که در سوره پیش عذاب دنیوی و اخروی ذکر شد در این سوره سبب را برای نجات یافتن از آن ذکر میکند که توحید خالص است - وجه دوم آن است که در آن سوره انعام بزرگ بر مومنان ذکر شد که آن اهلاک دشمن بزرگ بود و زائل کردن ممانعت بود در این سوره شکر کردن آن انعام را ذکر میکند که آن دعوت دادن به توحید خالص است - وجه سوم این است که در آن سوره هلاکت ابولهب و زن آن ذکر شد در این سوره اشاره به سبب هلاکت است که انکار از توحید است - وجه چهارم این است که در تمام سوره های پیش بی شمار علوم و احکام الٰهیه ذکر شده است در این خلاصه و بنیاد تمام آنها را ذکر میکند که آن توحید خالص است اشاره است که این مقصد کلان نزول قرآن کریم است -
دعویٰ این سوره: اثبات توحید ذات و صفات است با تنزیه اللّه تعالٰی از عیب ها و نقصانات -
خلاصه سوره:
در اول توحید ذات و خالقیت است و در دوم توحید صفات ثبوتیه است و در آیت سوم و چهارم توحید صفات سلبیه است و این برای معرفت اللّه تعالٰی کافی است از این سبب به این سورة المفرفة گفته شده است -
[۱] در مسند احمد حدیث از ابیٔ بن کعب رضی اللّه عنه روایت است که مشرکان از نبی صل اللّه وعلیه وسلم پرسیده بودند که برای ما نسب رب خود را بیان کن و در روایت دیگر است که صفات رب خودذرا برای ما ذکر کن این سوره در جواب آنها نازل شد - و در گفتن قل ابن قیم این فایده را ذکر کرده است که این اخبار اللّه تعالٰی است از توحید خود یعنی اللّه تعالٰی می فرماید توحید مرا به این شکل بیان کنید - (هُوَ) قول بهتر این است که وقتیکه این سوره نازل شده است در جواب مشرکان چنانچه پیش ذکر شد پس ضمیر هُوَ به آن ذات راجع است که آنها در باره آن پرسیده بودند (اللَّهُ) این علم است برای ذات اللّه تعالٰی و بجز از این که دیگر نامهای اللّه تعالٰی در شرع ثابت است آن نامهای صفتی است اگر چه آنها نیز به اللّه تعالٰی خاص اند لیکن خصوصیت علم متعلق به ذات ضروری و بسیار اشکار میباشد و در مقام تعریف ذات ذکر کردن علم ضروری است از این سبب در اینجا بر این لفظ تصریح کرد (أَحَدٌ) استعمال آن مطلق به طریقه وصفیت خاص است بر اللّه تعالٰی مانند در این مقام و فرق میان احد و واحد به دو طریقه است - طریقه اول این است که بر احد عدد ابتدائی بنا نمی شود به خلاف واحد چنین گفته نمی شود که احد، اثنان ، ثَلَّثه بلکه چنین گفته میشد واحد ، اثنان ، و طریقه دوم این است که احد در وقت وصفیت مطلقه به اللّه تعالٰی خاص است به خلاف لفظ واحد پس چنین گفته نمی شود رجلٌ احدٌ و چنین گفته میشود رجل واحد -
فائده: در این آیت اثبات توحید خالقیت است و رد بر تمام اقسام دهریان است به ترتیب احسن آن است که بعضی فرقه های گمراهان میگویند که برای این عامل سبب ایجاد نیست همه این چیزها بخودی پیدا شده اند و پیدا میشوند به این گروه در فلسفه های پیشین اصحاب طفرة گفته میشود در لفظ هُوَ تردید این نظریه است از سببی که یک سبب ایجاد چیزها و کارها در تمام ذهن ها و دلها است کسانی طوعاً قبول دارند و کسانی کرهاً قبول دارند - پس در لفظ هُوَ اشاره به این ذات است که وجود دهنده برای تمام موجودات است - و در کلمهٔ اللّه تردید است به آنهای که مؤجد را قبول دارد لیکن آنها سبب ایجاد و خلق را ماده میدانند یا طبیعت یا هیولٰی را میدانند یا به دهر یا به حرکت فلک نسبت میکنند - یعنی آن ذاتی که او خالق و موجد است نام او اللّه تعالٰی است و در لفظ احدٌ رد است بر آن گروه و نظریات که با اللّه تعالٰی در خلق و ایجاد کس دیگر را شریک میدانند چنانچه بعضی حکماء (که در حقیقت نادان اند) گفته اند که اللّه تعالٰی صرف عقل اول را آفریده است از سببی که او یکی است و از یکی یک کار صادر شده میتواند آنها میگویند که عقل اول عقل دوم و فلک اول را آفرید تا آنکه عقل فعَّال آفریننده تمام چیزها است و این اوهام باطله کفریه است و عقیده مجوس است که آفریننده خیر و نور یزدان (اللّه) است و آفریننده شر و ظلمات اَهرَمَن (شیطان) است و نظریه بعضی معتزله است که اللّه تعالٰی البته خالق کارهای خود است و خالق بنده است و از آن کارهای که در اختیار بنده نمی باشد و بنده خالق کارهای اختیاری خود است تردید همه این عقاید به کلمه احدٌ است -