عَمَّ ۱۵۷۶ اَلْفَلَق
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿۱﴾ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿۲﴾ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿۳﴾
بگو پناهی میگیرم به رب اشکار کننده ﴿۱﴾
از شر آنچه آفریده است ﴿۲﴾
و از شر تاریکیها چون تاریکی را پخش کند ﴿۳﴾
ربط: این سوره با سوره پیش به دو وجوه است وجه اول این است که چون قرآن کریم به اخیر میرسد و در این هدایت کامل است خصوصاً توحید است و دشمنان آنها بسیار است که نشر و اشاعت توحید و قرآن را نمی خواهند و همچنین برای آنها موانع است که آنها مانع از قرآن میگردند در این دو سوره برای حفاظت از آنها طریق را ذکر کرده است - وجه دوم این است که در سوره اخلاص شان اللّه تعالٰی ذکر شد در این سوره اشاره میکند که این ذات الٰهی برای پناه دادن از هر شر و تکلیف کافی است دیگر هیچ کسی از هیچ مصیبت پناه داده نمی تواند -
دعویٰ این سوره: امر به تعوذ است از شرور عموماً و خصوصاً -
خلاصه سوره این است:
که اول امر است به تعوذ به ذکر کردن مستعاذبه در (۱) باز متسعاذمنه است بطور عموم در (۲) باز ذکر سه اقسام شر است در سه آیات -
[۱] (قُلْ) در لفظ قُلْ اول خطاب به نبی صل اللّه وعلیه وسلم است و امت البته تابع است پس اشاره شد که نبی صل اللّه وعلیه وسلم نیز در حفاظت و تعوذ محتاج به اللّه تعالٰی است (أَعُوذُ) این لفظ صریح است در استعاذه از لفظ استعیذ از سببی که در استعیذ اخبار است به طلب کردن که سین باب استفعال بر آن دلالت میکند و در لفظ اعوذ البته عمل کردن است به امر کردن به استعاذه (بِرَبِّ الْفَلَقِ) الْفَلَقِ در اصل دریدن ، پاره کردن و کشیدن و اشکار کردن را میگویند مانند چشمه را کشیدن از کوها و بارانها از ابرها و بوته ها از زمین و بچه ها را از ارحام مادرها و روشنی را از تاریکی شب ها و ساقه از دانه و تخم ها به این معنی فلق به تمام موجودات شامل است از این سبب ابن جریر از ابن عباس رضی اللّه عنمها روایت آورده است که فلق به خلق گفته میشود و در قرآن کریم به دو چیز اطلاق شده است یکی به ساقه ها که از دانه ها و تخم ها بیرون می آرد در سوره انعام (۹۵) و دوم به روشنی صبا که از تاریکیهای شب بیرون می آورد مانند در سوره انعام (۹۶) - پس معنی رب الفلق این است رب بیرون کشیدن و اشکار کردن چیزها و رب روشنی صبح و رب ساقه ها و بوته ها و رویانیدن درخت ها ، وتفصیل مسئله در تفسیر تعویذها نوشته شده است -
[۲] در این ذکر مستعاذمنه عام است وشر در اصل عاقبت سیئه است یا هر آنچه عاقبت آن بد باشد درا ینجا نیز مراد از شر هر آنچه است که اهل قرآن را و داعی توحید را از مقصد آن بر میگرداند (مَا خَلَقَ) مراد از ماخلق عام است اگر نفوس و ذوات باشد، اوصاف باشد یا اخلاق باشد ، اعمال باشد یا احوال باشد - و ذکر آن چیزها در دعاهای استعاذه به کثرت موجود است -
[۳] این مستعاذمنه خاص است و ضد اشکارا فلق است از سببی که در فلق معنی ظهور است و در غسق معنی ظلمت و پنهان کردن است و در غاسق اقوال بسیار است لیکن مشهور این است که غاسق به پُر کردن گفته میشود پس غاسق به شب گفته میشود وقتیکه از تاریکی پُر شود (إِذَا وَقَبَ) وقوب داخل شدن در یک چیز و غایب شدن است پس وقوب شب این است که تاریکی آن در هر چیز داخل شود پس مراد از آن میان شب یا اول شام است و سبب تعوذ از شر تاریکی این است که در شب جانوران زهردار از سوراخ ها و غارهای خود می برآیند و شریان و بد معاشان از خانه های خود می برآیند و دزدان کوشش دزدی میکنند و به حدیث ثابت است چون آفتاب غایب شود جنیات پراگنده میشوند پس شما فرزندان خود را با خود یکجا کنید و چهارپایان را نیز جمع کنید تا آنکه حصه اول خفتن بگذرد - و وقتیکه این عوارض برای اهل قرآن پیش شود او از مقصد محروم میگردد از این سبب از اینها تعوذ خواستن ضروری است -