عَمَّ ۱۵۷۸ اَلنَّاس

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿۱﴾ مَلِكِ النَّاسِ ﴿۲﴾ إِلَهِ النَّاسِ ﴿۳﴾

تو بگو پناهی میخواهم به رب انسانها ﴿۱﴾
پادشاه انسانها ﴿۲﴾
حقدار بندگی انسانها ﴿۳﴾

سوره الناس

ربط: این سوره با سوره پیش از چهار وجوه است وجه اول اینکه در آن سوره از سحر و حسد استعاذه ذکر شد در این سوره استعاذه از منشا آن هر دو را ذکر میکند که وسواس است - وجه دوم اینکه در آن سوره فلق (به معنی خلق) ذکر شد در این سوره اشرف خلق را ذکر میکند که الناس است یعنی تخصیص بعدالتعمیم است - وجه سوم این است که در آن سوره یک صفت اللّه تعالٰی ذکر است و در این سوره سه صفات آن ذکر است - وجه چهارم آن است که در آن سوره تعوذ از شر مصائب خارجی بود و در این سوره تعوذ است از شر مصائب داخلی -
دعویٰ این سوره: امر به تعوذ است از شر وسواس -
خلاصه سوره: امر است به تعوذ بالرب و سه صفت اللّه تعالٰی ذکر است - رب، ملک، اله و سه اوصاف مستعاذمنه ذکر است - وسواس، خناس، الذی یوسوس فی صدورالناس -

تفسیر

[۱] (بِرَبِّ النَّاسِ) خالق نگفته است از سببی که صفت رب با استعاذه مناسبت دارد که در استعاذه معنی حفاظت است و با حفاظت تربیت مناسبت دارد - و (رَبِّ) از تربیت ماخوذ است و مراد از تربیت این است که این انسان را آفریده است و چیزهای پرورش آنرا اللّه تعالٰی آفریده است و می آفریند ، و باران می باراند بوته ها را می رویاند و میوه و دانه را پخته میکند اب را آفریده است آتش را آفریده است برای انسان اسباب خوراک و هضم را داده است -
[۲] (مَلِكِ) از مُلک ماخوذ است و ملوکیت گفته میشود تسلط در انتظام کردن و حکم کردن و بر رعیت اطاعت ملِک واجب است پس در این اشاره است به توحید فی الحکم و الطاعة و التحلیل و التحریم -
[۳] (إِلَهِ) به معنی مشهور است به حقدار بندگی گفته میشود و اطلاق آن به آن ذات میشود که مخلوق برای آن حاجات پیش میکند -
فائده: برای تخصیص این سه صفات بسیار وجوه است وجه اول این است که در این صفات ترتیب واقعی است او این است که اول عقیده ربوبیت ضروری است در آن اشاره است که خالق و مالک و عطا کنندهٔ تمام انعامات اللّه تعالٰی است باز اگر کسی وهم کند که او انعامات را برای ماداده است پس همه برای ما مباح است مانند فرقه اباحیه و اهل نظریه اشتراکیت این عقیده را دارند یاکسی بگوید که تحلیل و تحریم در این انعامات اختیار اهل اقتدار است کسانی میگویند اختیار امامان و علماء است کسانی میگویند اختیار پیران است جواب این وهم ها را کرد با مَلِكِ النَّاسِ یعنی او پادشاه است و اختیار حل و حرمت از آن اوست چیزی را حلال کرده است و چیزی را حرام کرده است باز اگر کسی وهم کند که بر ما اطاعت تحلیل و تحریم او به کدام سبب واجب است جواب داده شد به إِلَهِ النَّاسِ ، یعنی حقدار عبدیت است پس بر ما عبدیت آن فرض است -
فائده: دراین معلوم شد که توحید ربوبیت مستلزم توحید طاعة است و آن هر دو مستلزم توحید الوهیت است و مقصد کلان توحید الوهیت است از این سبب در کلمه توحید لفظ الٰه را ذکر کرده است (لآ اِلَهَ اِلّا اللّهُ) و توحید الوهیت متضمن تمام انواع توحید است - از این سبب در قرآن در آخر این صفت را ذکر کرد -

<< صفحه بعد صفحه قبل >>